|
|
||
![]() |
||
|
دربارۀ ما | تماس | آرشيو صفحه اول | جستجو | فيلترشکن | کوتاه و گويا | عکس و مکث | عکس انتخابی | ويدئوها | کتابخانه | زنان | گروه ها | اسناد | نامه ها درباره سکولاريسم | فهرست نام نويسندگان | سال سوم ـ شماره 727 ـ جمعه 13 آذر 1388 ـ 4 دسامبر 2009 | فهرست کليهء مقالات | English Section |
||
|
راستي را عيد قربان بهترين عيد است
از آنک از هر کنار (قاآني) ================ سی سال ممارست در نسيان سوابق سياسی و نتايج وخيم مترتب بر آن از ما روضه خوانها و نقالهای ميهن پرست کورهايی ساخته است که با گوشهامان میبينيم. اين است که هر صدايی بلند شود برای ما حکم بئسالبدل و دنبالهی هوار هايی را دارد که زمانی برای به دست آوردن و زيستن «آزادی» از قعر جهالتهای دينیمان برخاسته بودند. و گرنه از کجا اين همه خبره و متخصص ميان ما در شناسايی کردن و بازيافتن همخونیها و همخويیها و همسويیها با مردمی که امروز جانشان را در ايران به خطر میاندازند برای آنکه به ابتدايیترين آزادیها برسند؟ و زبان حال ما؟ هم زنده باد آنهايی که در ايران از مرگ نمیترسند و هم زنده باد ما که از خارج هوای آنها را داريم...>>> ================
مشکلات سیاسی و در راس آنها بحران مشروعیت و کاهش در آمدهای دولت، فرصتی برای پرداختن به مسایل آموزش و پرورش ایجاد نمیکند. از سوی دیگر مطالبات اقتصادی و اجتماعی انباشته شدهء فرهنگیان، سیستم فرسوده و عقب ماندهء آموزشی، سوء استفادههای سیاسی از مدارس و عزل و نصبهایی که امسال مدیران مدارس را هم در برگرفته است، در کنار بی رغبتی دانش آموزان، شرایطی ایجاد کردهاست که ممکن است فضای مدارس را یکباره دگرگون کند و مدارس مانند سال های آغازین انقلاب به صحنهء منازعات سیاسی بدل شوند. >>> ================ |
خليل ملکی نخست از اين سخن گفت (و من فقط نقل به مضمون می کنم) که شعر خوب اساساً تعبير پذير است، چرا که خاصيت شعر، مبهم و دو پهلو بودن آن است. و سپس اضافه کرد که، اما اين شعر نيمای يوش، چه سياسی باشد و چه نه، بجای تبليغ يک «فکر سياسی» به يک «قانون مندی» ی طبيعی و اجتماعی اشاره می کند: زردها «بی خود» قرمز نشدند! >>>
- چیست این پچپچهء آشنا در واپسین روزهای پاییز رنگین؟ به گرُ گرفتن هیزم می ماند و فشردگی برگ های خشکیده زیر پای رهگذران. - هیچکدام؛ این صدای پای «آذر» است. - کدام آذر؟ همان که آتش می خوانندش؟ - همان که در دل ماست، سده ها و هزاره ها! - همان آتشی که در درازای تاریخ پر فراز و فرود این سرزمین همواره ایرانیان را گرد هم آورده تا به پا خیزند و بخروشند و بسوزانند سراپردهء هر چه نامردمی است؛ هر چه ستم و بی عدالتی است؟ - آری و نه؛ این همان آذر هست و نیست... >>>
برگرفته از «فيس بوک» ـ ترجمه آرش عزیزی سلام. اسم من کریستینا است و از ایتالیا می نویسم. به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده ام و متخصص رشته ی باستانشناسی هستم. ماه هاست که نزدیکترین دوستانم به این فکرند که چرا به ایران و به آرمان آزادی و دموکراسی در این کشور عقیده دارم. از من می پرسند: "این کارها را برای چه می کنی؟" به نظرم بهترین پاسخ به سوال آنها کلمات يک دختر دانشجوی ایرانی است که شبی از شب ها، پنج ماه پیش خواندم... جمعه 19 ژوئن بود، شب قبل از کشتن ندا، شب قبل از خشونت در خیابان ها، قبل از گاز اشک آور، قبل از ضرب و شتم و تیراندازی، قبل از دستگیری و تجاوز، قبل از اینکه جهنم را در خیابانهای تهران به پا کنند، قبل از اینکه جهان چشم های بزرگ ندا را در لحظه ی پیش از مرگش دید... داشتم اخبار رویدادهای پس از انتخابات در ایران را می خواندم و در وبلاگ فردی آمریکایی به نام آ. سولیوان به این پیغام توئیتر برخوردم :کلمات دختری، دختری مثل خود من، دانشجویی مثل خود من، که رویاها و خواسته هایی مثل من داشت، که تنها می خواست زندگی کند و نه اینکه فقط بقا یابد، که می خواست مثل کشور من آزاد باشد اما نمی توانست. آن شب در کلماتش شجاعتی دیدم که هرگز نشناخته و ندیده بودم؛ شجاعتی که عادت داریم به "اسم های بزرگ" متصل کنیم، به قهرمانان، به چهره های گذشته از افسانه ها و نمادهای فرهنگمان. این بار این دختر ساده، دانشجویی مثل من، می توانست چنین شجاعت و قدرت بیحد و حصری نشان دهد! من حرف های او را تقدیم تمام کسانی میکنم که هنوز ایستاده اند و برای آزادی می جنگند و همه چیز را در خطر گذاشته اند. به تمام پسران و دختران ایرانی تقدیم می کنم که رفته اند؛ و نيز به همان دختر بی نامی که هرگز اسمش را نخواهم دانست اما شبی از شب ها، پنج ماه پیش، زندگی ام را عوض کرد. «من فردا به تظاهرات می روم. شاید خشونت به پا کنند. شاید از کسانی باشم که کشته می شوم. دارم موسیقی مورد علاقه ام را گوش می کنم. حتی می خوام با چند تا آهنگ برقصم. همیشه می خواستم ابروهای خیلی باریک داشته باشم. آره، شاید فردا قبل از رفتن برم سالن آرایش! چند تا صحنه عالی فیلم هم هست که باید ببینم. باید سری هم به کتابخونه بزنم. ارزششو داره، بايد شعرهای فروغ و شاملو رو دوباره بخونم. باید تمام عکس های خانوادگیمو دوباره نگاه کنم. باید به دوستام زنگ بزنم و خداحافظی کنم. تنها چیزی که تو این دنیا دارم دو تا قفسه کتابه که به خانوادم گفتم به اونا میرسه. دو واحد مونده لیسانسمو بگیرم اما خیالم اصلاً به اون نیست. ذهنم پر از آشوبه. این جملات اتفاقی رو برای نسل بعد نوشتم تا بدونند این جوری نبود که فقط احساسی و زیر فشار باشیم. تا بدونند هر کاری رو که می تونستیم کردیم که آیندهء بهتری برای اونا بسازیم. تا بدونند که پیشینیان ما به اعراب و مغول ها تسلیم شدند اما به استبداد، نه. این یادداشت برای کودکان فردا است – يک وبلاگری ایرانی، 19 ژوئن 2009». از آن شب به بعد، ایران، جوانانشان و مبارزهء شما برای آزادی به قلب من آمده و اکنون بخشی از زندگی من است... من اینجا در کشورم می توانم آزادی داشته باشم بدون مبارزه و خون، چرا که مردان و زنانی قبل از من برای آن جنگیده اند و برایش جان سپرده اند. من با خواندن این پیغام می توانم حرفتان را بفهمم. برای همین است که شما را تنها نمی گذاریم ـ تا زمانی که ایران آزاد شود، تا زمانی که این رژیم خونبار سرنگون شود. ما در کنارتان هستیم، ما با شما هستیم! با تمام عشق و حمایت، کریستینا آنونزیاتا (ایتالیا)
نگاهی به رهنمودهای مهندس سحابی وبیژن حکمت دو پیام ویدئوئی اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی که هر دو بر ضرورت حرکت جنبش در چهارچوب نظام کنونی و اجتناب از دادن شعارها و اقدامات ساختارشکن تأکید کردند از آن جمله است. میرحسین موسوی تخطی از شعار قانونی اساسی بی تنازل را موجب تضعیف وفاق ملی و سوء استفاده اقتدارگرایان و بیگانگان می داند. البته دامنهء این گونه نگرانی ها از ماهیت پویا و فرارونده جنبش، هم به لحاظ محتوای مطالبات و هم اشکال سازمان یابی، شامل دیگراندیشانی از نوع ملی ـ مذهبی ها و یا اتحاد جمهوری خواهان ایران (در خارج از کشور) نیز می شود. نگاهی به دو واکنش از سوی مهندس سحابی و بیژن حکمت، نشاندهء همین واقعیت است. در اینجا نقد کوتاهی دارم بر مواضع آن ها... >>>
در گفتگوئی راديوئی در سفر اخيرش به سوئد علیرغم در گیری جدی اکبر گنچی با رژیم جمهوری اسلامی، اما با توجه به مذهبی بودن وی و عضویت او در سپاه پاسداران در آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی، او همچنان از سوی برخی از گروه های سیاسی در خارج از کشور به دفاع از نظام جمهوری اسلامی متهم شده است. اکبر گنجی در پاسخ به پرسش من در مورد انگیزه اش برای عضویت در سپاه پاسداران عنوان کرد که او در نوزده سالگی با برداشتی کاملا متفاوت به عضویت سپاه پاسداران در آمد، اما ... >>>
آرشيو روزانهء مقالات يک هفتهء گذشته:
شماره 725 ـ چهار شنبه 11 آذر 1388 ـ 2 دسامبر 2009
يادداشتی دربارهء جايزه به خانم زهرا رهنورد
برشی از زن بودن در عالم خبرنگاری
آيا دانشگاه تک جنسيتي امکان پذير است؟ نگاهي به موج جديد اظهار نظرها پيرامون جداسازي جنسيتی
بيش از دو جلسه ملاقات قبل از ازدواج ممکن است منجر به عاشقی شود! گفتگو با حجت الاسلام فضل علی، نمايندهء ولی فقيه در مورد «مراکز همسريابی در دانشگاه ها»
نگاه «گوشت و گربه ای» به دو جنسيت در دانشگاه ها
در جامعهء ما ارتباط نامشروع آنقدر قبح ندارد که ازدواج موقت دارد! سردار اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده ناجا
انکه چيزی نيست، به اين معما توجه کنيد:چرا پسران از دختران در تغيير نام جلو افتاده اند؟
شماره 724 ـ سه شنبه 10 آذر 1388 ـ 1 دسامبر 2009
نقطهء عطفی در مبارزات مردم ایران
جنبش همیشه پیروز دموکراسی خواهی در ایران
سایه سنگین سیاست بر سرنوشت آموزش و پرورش
شماره 723 ـ دو شنبه 9 آذر 1388 ـ 30 نوامبر 2009
نام نویسنده اهمیتی ندارد، نام خانه مان جاودانه باشد! کاوه، ایراندخت، پیمان، آذرمیدخت و بسیاری نام های ایرانی دیگر با درود های گرم و شادباش آغاز سومین سالگرد راه اندازی پایگاه سکولاریسم نو>>
بسيج بايد قدرت اقتصادي واقعي كشور را در دست بگيرد غلامحسين الهام، سخنگوي سابق دولت و عضو حقوقدان شوراي نگهبان
شماره 722 ـ يک شنبه 8 آذر 1388 ـ 29 نوامبر 2009
دوسال گذشت، سکولاريسم نو دوساله شد!
هدف من این بود که حکومت دینی بر سر کار نیاید پاسخ امیرانتظام به حنا مخلمباف
چوب جهالت بر تن نحیف فعالین مدنی
تغيير علوم انسانی در دانشگاه ها به حداد عادل سپرده شد
رابطهء علم و دين و مشکل فرهنگ حذف (ويدئو)
خوب بودند، لکن رأي شان با رأى ما مخالف بود!
ترجمهء هفتگی کتاب «ترک های امروز» فصل سوم ـ سال های پر کشاکش (1960 تا 1980) قسمت سوم ـ انقلابيون، افراطيون، بنيادگرايان
شماره 721 ـ شنبه 7 آذر 1388 ـ 28 نوامبر 2009
سکولاريسم، کژانديشان، بدآگاهان، و شيوهء «جهانداری ِ» کورش هخامنش (بخش دوم از: «سکولاريته» والاترين «ارزش» انسانی ـ وجدانی برای ايرانی است)
جمهوری اسلامی در تنگنای روح امام
درد اهل ذمه، درد همهء مردم ایران است
برای استقامت و پایمردی آنان که ایستاده " نه " گفتند
چرا جامعهء ايران هنوز مدنی نشده است؟ برنامهء ميزگرد سياسی تلويزيون پارس
خسارت شصت ميلياردي در سازمان حج و زيارت مصطفي خاکسارقهرودي، رئيس سازمان
|
================ ================ ================ ================ ================ ================
پيوند به نسخهء رايگان اينترنتی>>>> ================ ================ ================ ================ ================ =========== =========== =========== ============= کميته بين المللی نجات پاسارگاد =========== =========== =========== =========== ============= ========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== ============= =========== ============= ============= ============= ============ =========== =========== ========== ============= =========== =========== =========== ============ =========== =========== =========== =========== =========== ===========
مخالفان خود را بشناسيم
دولت نهم روند بسيار خطرناک غربزدگی و گرايش های سکولاريستی را که متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مديريتی کشور بود، سد کرده است. ======
سکولارها در ایران جایگاهی ندارند! حضور پر شور ملت ایران در بيست و دوم بهمن عامل شکست کامل سکولارها در کشور است. ======
اسلام با فرهنگ لائيك و بى دينى مخالف است. دشمنان با استفاده از ترويج فرهنگ لائيك درصدند تا زنان را از خط عفاف و حجاب و كرامت منحرف كرده و سنت هاى اصيل اسلامى را از بين ببرند. ====== آيتالله مکارم شيرازی
نقش تلويزيون در ايجاد تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسيار مهم است. هر چند که در ساليان اخير برنامههاي ديني و مذهبي در تلويزيون گسترش يافته ولي کساني در آنجا لانه کردهاند تلويزيون را به سوي سکولاريسم سوق مي دهند». ======
====== ====== |
|
© 2009 ـ New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fax: 509-352-9630 |
||