آرشيو  |  خانه  |   فهرست همهء مطالب به ترتيب نام نويسنده يا موضوع   |   پيوند به تقويم 1387  |   تماس    جستجو در سايت   |   English Section

 

=======================================================

سال دوم ـ شماره 367 ـ  دو شنبه 18 آذر 1387 ـ  8 دسامبر 2008

=======================================================

دنیای پرآشوب

شهباز نخعی

نگارنده با آن که باور ندارد که جمهوری اسلامی مستقیما در حملات تروریستی بمبئی دست داشته باشد، اما قویا بر این باور است که با وجود دست نداشتن در این فاجعه مسئولیت اخلاقی دارد!  دلیل این باور من این است که در سه دهه گذشته نظام حاکم بر میهن ما عملا پدرخوانده و متولی نظریه ای بوده است که کشتار انسانهای بیگناه را با عناوینی چون "شهادت طلبی" و "مبارزه با استکبار" توجیه می کند. نظام ولایت فقیه نمی تواند از سویی در ام القراء خود "ستاد استشهادیون" برپا و شصت هزار نفر را برای عملیات تروریستی انتحاری نام نویسی نماید و از سوی دیگر سخنگوی وزارت  امور خارجه اش دست ها را بشوید و به سادگی عملیات انتحاری همانندان همان "استشهادیون" را محکوم کند!

=======================================================

گذشتۀ تفرقه انگیز، خداحافظ

درود بر دوران نوین آشتی و یگانگی

داریوش مجلسی

جمع ما، متشکل از افرادی است که هر یک هوادار یکی از شخصیت ها بوده و بعضا برداشت خوبی از دیگر شخصیت های متعلق به گروه مقابل نداشتند. ولی ما فصل جدید و اقدام نوینی را در ادامه راه سیاسی خود آغاز نمودیم که متفقا با وجود تمام اختلاف سلیقه های سیاسی که در بین ما وجود دارد تصمیم گرفتیم دفتر گذشته را ببندیم و با گشودن دفتر جدیدی، به آنچه که باعث تفرقه بین بخشی از جامعه سیاسی ایران گردیده نقطه پایان بگذاریم و، اقلا تا آنجائی که مربوط به من و دوستانم می گردد، اعلام کنیم که همه این شخصیت ها برای ما ارزنده و عزیزند و ما آنها را بسان قهرمانان سرزمین خودمان می پنداریم و یادشان را گرامی می داریم.

======================================================

معجزه ای که ممکن است

داریوش همایون

ما می پذیریم که در حال حاضر مردم ایران بر رویهم در بهترین صورت خود نیستند. هر چه هم به دیدۀ خطا پوش بر احوال بسیاری از هم میهنان بنگریم آنان را نمونۀ شهروندان مسئول و مردمان روشن بین نمی بینیم. گناه آنچه بر ایران می رود همه به گردن خامنه ای ها و احمدی نژاد ها نیست و مانند های کردان، وزیر پیشین کشور، را در هر جا به فراوانی می توان یافت. اما یک ملت، تنها معتادان و روسپیان و میلیون های زیر خط فقر و نامه نگاران چاه نیست. یک ملت، تنها، نسل حاضر آن نیز نیست؛ به ویژه ملتی که قطار تاریخ اش به درازای سه هزار سال است؛ و غنا و پیچیدگی آن تاریخ، دامنه و حجم کار هائی که در آن سه هزاره شده است، کمر هر ملتی را خم می کند و سر ش را پیوسته بالا می گیرد.

======================================================

جوابی نقد گونه بر معمای رضا پهلوی

احمد پناهنده

به نظر می رسد که مشکل و یا رنجیدگی ِ ایشان (نوری علا) مربوط به " آیت الله زاده، آقا زاده، امامزاده و ..." نیست بلکه همه ی این القاب را ردیف کرده است که نام و لقب ِ " شاهزاده رضا پهلوی " را در اذهان مردم بی رنگ کند. و گرنه معلم ِ طبیعی ِ ما (در بخش جانور شناسی)، در لنگرود که شُهرتشان " آقا زاده " بود، گناهی ندارد که چنین نامی را یدک می کشد. بلکه در شناسنامه شان نوشته شده بود، " آقا زاده ". همین طور، تقی زاده، کریم زاده، حسن زاده، ملا زاده، ارباب زاده، دهقان زاده و هزاران زاده های دیگر که در ایران فراوانند. و این بنده خداها چه تفاخری دارند، نشان بدهند و یا چه امتیازی از من تو و ما و شما می خواهند؟

======================================================

چند نظر در مورد مقالۀ معمای رضا پهلوی>>>

جناب آقای حکميی،  از اينکه تاکنون جزو خوانندگان نوشته هايم بوده ايد خوشحالم. از فحوای نامه تان استباط کردم که مطلب مرا نخوانده و به نامۀ خانم گنجی اکتفا کرده ايد. اميدوارم چنين نباشد، چرا که ايشان اصلاً معنای سخنان مرا نفهميده اند.  بخاطر احترامی که برای شما قائلم اين توضيحات را می نويسم:  اصل مطلب آن است که من در آن مقاله هيچگونه پيشنهادی را مطرح نکرده ام. خانم گنجی مطلب تحليلی را با مطلب پيشنهادی يکی گرفته اند. کار من حکم تفسير يک بازی شطرنج را دارد که آقای رضا پهلوی در يک سوی آن نشسته اند. ايشان مطابق قانون اساسی مشروطه پادشاه ايران است؛ و درآينده هم اگر مردم بخواهند و سلطنت را برگردانند ايشان پادشاه همۀ ما خواهند بود. اما ايشان خودشان قدم پيش نهاده و خواسته اند که پادشاهی را کنار بگذارند و رهبر کل اپوزيسيون شوند. مطلب من دربارۀ آن بود که با چينش مهره هائی که دارند اين کار ممکن نيست، مگر اينکه برخی از مهره ها را قربانی کنند، که اولين اش پادشاهی خودشان است. اگر اين سخنان موجب رنجش شما شود (و نيز خانم گنجی) عرض می کنم که برای فضای سياسی خودمان متأسفم. با نهايت احترام،  اسماعيل نوری علا 

======================================================

دربارۀ مطلب موسوم به

گزارش سياسی کميتۀ مرکزی حزب کوموله

به کنگرۀ سيزدهم تير ماه 1387

================== می تر سند که می ترسا نند  =================

امام جمعه رژیم در مشهد دانشجویان را تهدید کرد

ایسنا: امام جمعه مشهد گفت دانشجو بايد دشمن شناس باشد و به مسير سياسي كشور به خوبي آگاه باشد، دانشگاه جاي سياست بازي نيست بلكه جاي رشد سياسي است و مكان نخبه پرور جامعه نبايد ويروس زده و آلوده به سياست زدگي باشد. علم‌الهدي افزود تشكل‌هاي دانشجويي نبايد با لبخندهاي مزدوران غرب زده وارد جبهه‌ي جنگ نرم دشمن شوند. دانشگاه مكاني براي جريان‌هاي لائيك و ضد ارزشي نيست. دانشجو نباید با گروه‌هاي لائيك و ضد ارزشي هماهنگ شود و اگر از يك حلقوم كثيف اين صدا بلند شود، دانشجو (مزدوران بسیجی) بايد اين گلو را بفشارد و اين صدا را خفه كند.              (آرشيو)

===================== کوتاه و گويا  ====================

تکذیب دستگيري شيطان پرستان در مازندران

دستگيري جمعي از شيطان پرستان را در شمال كشور تكذيب كرد. سرهنگ احمدي، رييس مركز اطلاع ‌رساني ناجا، در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به اين كه خبر دستگيري افرادي كه به عنوان شيطان‌پرست در استان مازندران صحت ندارد، گفت: در راستاي اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در استان مازندران از روز چهارشنبه ۶ آذر ماه، ماموران نيروي انتظامي اقدام به اجراي طرح با رويكرد امنيت اخلاقي در سه شهر قائمشهر، بابلسر و ساري كردند كه بر اساس آن، حدود ۶۰ تن كه داراي ظاهري غيرمتعارف بوده به طوري كه به نظر مي‌رسيد وابسته به گروهك ‌هاي غير اخلاقي (شيطان پرستان) هستند، دستگير شدند. وي افزود: در تحقيقات پليس مشخص شد، افراد دستگير شده، وابستگي به گروههاي شيطان پرست نداشته و تنها داراي ظاهري غيرمتعارف هستند. به گفتۀ سرهنگ احمدي با اجراي اين طرح، تعدادي از آرايشگاه‌هايي كه اقدام به آرايش غيرمتعارف اين افراد كرده بودند، نيز توسط پليس پلمپ شد.      (آرشيو)

======================================================

 

2008 ـ New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fxa: 509-352-9630