بازگشت به خانه  |   فهرست موضوعی مقالات و نام نويسندگان

 

پيوند به فهرست مطلب کتاب

فصل دوازده ـ توسعه و تله های آن

قسمت اول ـ به آسانی نمی توان يک ترک بود

نوشتۀ آندرو مانگو

ترجمهء اختصاصی برای سکولاريسم نو

          مشهور است که يک پروفسور يهودی آلمانی پس از اين که توانست از دست ماموران حزب نازی گريخته و به ترکيه پناهنده گشته، و در آنجا با استقبال زايدالوصف ترک ها روبرو شود، تصميم گرفت که تقاضای تابعيت ترکيه را بنمايد. مقامات ترکيه هم از اين حرکت پروفسور بسيار خوشحال شده و بلافاصله به او يک پاسپورت ترکیه ای دادند. اما خوشحالی پروفسور تنها تا زمانی پاييد که چک حقوق بعدی خويش را دريافت داشته و متوجه شد که درآمدش نصف شده است. او به مقامات دانشگاه مراجعه کرد و آن ها به او توضيح دادند که در ترکيه حقوق کارکنان خارجی دو برابر حقوق ترک هاست و اکنون که او مليت ترک را انتخاب کرده است حقوقش هم معادل يک فرد ترک می شود. مسئول مربوطه اضافه کرد که: همانظور که ملاحظه می کنيد، اگرچه ممکن است گرفتن پاسپورت ترکيه برای شما آسان بوده اما تبديل به يک ترک شدن کار آسانی نیست.

          زکی کونر آلپ، يکی از موفق ترين و محبوب ترين ديپلمات های ترکيه، که دو دوره به عنوان سفير اين کشور در لندن خدمت کرده است، کتاب خاطرات خود را با اين جمله به پايان می رساند: بله، درست است، ترک بودن کار آسانی نيست. اما آيا داشتن اين امتياز که ترک محسوب می شوی خود از هر چيزی بالاتر نيست؟

او خدمات ديپلماتيک خود را در سال 1979، هنگامی که سفير ترکيه در مادريد بود، به پايان رساند؛ چرا که همسر و برادر زنش را تروريست های ارمنی به اين خيال به قتل رساندند که با کشتن ترک های سرشناس توجه جهانیان را به سوی سختی های تاريخی مردم ارمنی جلب خواهند کرد.

مجلهء اکونومیست، در نوشتن پيرامون این قتل ها، توجه خود را به ادعای ارامنه در مورد قتل عام این مردم به دست ترکان عثمانی در جنگ جهانی اول معطوف داشت، اما کونر آلپ، در نامه ای به سردبير آن نشريه، خاطر نشان ساخت که همسر او در زمان جنگ اول هنوز به دنیا نیامده بود! در واقع، مقالهء اکونومیست نمونه ای از جبهه گیری نسبت به تروریسم محسوب می شود که، در عین حال، لبهء حمله را متوجه ترکیه می کند.

اولین قربانی تروریست های ارمنی کنسول ترکیه در لس آنجلس بود که در 1973 به قتل رسید. از آن زمان به بعد مقامات ترکیه مکرراً از دولت های غربی خواسته اند که در برابر گروه های تروريستی که در خاک آن ها پايگاه هايي برای حمله به منافع ترکیه بر پا می دارند اقدام نمايند. فرانسه تنها زمانی دست به اقدام علیه تروریست های ارمنی زد که آن ها چهار فرانسوی را، همراه با چهار فرد خارجی ديگر، به هنگام حمله علیه شرکت هواپيمايي ترکیه در فرودگاه اورلی پاريس در 1983 به قتل رساندند. تروريست های کرد پ.ک.ک و تروريست های مارکسيست لنينست ترک، تا وقوع حادثهء 11 سپتامبر 2001 در سراسر اروپای غربی دارای دفاتر متعددی بودند. مدت ها قبل از آن که تروريست ها در استانبول دست به منفجر کردن بانک انگليس و دو کنيسه ی يهوديان بزنند، ترکيه مرتباً خواستار آن شده بود که گروه تروريست اسلامی موسوم به جبهه ی مبارزان مسلمان شرق اعظم در ليست سازمان های تروريستی اتحاديهء اروپا قرار گيرند. اما به اين تقاضا توجهی نشده بود و تنها، بلافاصله پس از وقوع اين حوادث بود که انگلستان به مردم خود دستور داد که به ترکيه سفر نکنند، مسابقات فوتبال جهانی از ترکيه به کشورهای ديگر منتقل شد، و برای صدور ويزا برای مسافران ترک مقررات سختی وضع گرديد. آشکار است که وقتی تروريست های ترک به کشوری حمله می کنند نمی توان به آسانی يک ترک بود.

         

کونر آلپ، به عنوان سفير ترکيه، چندان مشغله ای در مادريد نداشت؛ چرا که در آن زمان دو کشور روابط اندکی با هم داشتند و، در نتيجه، او فرصت آن را يافته بود تا به تفاوت ها و شباهت ها دو کشور بيانديشد. او در اين مورد نوشته است که:

          تا نيمهء اول قرن بيستم اسپانيا کشوری بود با مردمی فقیر و حکامی ضعيف که اغلب رهبران سياسی اش ترور می شدند و يک جنگ داخلی پشت جنگ داخلی ديگر برايش از راه می رسيد. اما در سال های اخير وضع فرق کرده است. مردم ثروتمند شده اند، درآمد سرانهء مردم اسپانيا از سيصد دلار به سه هزار دلار رسيده است. کشور دارای صنايع جديدی است. شبکهء راه ها و زيربناهای اقتصادی کشور گسترش يافته اند و، به اين ترتيب، اسپانيا که زمانی کشوری توسعه نيافته بود، اکنون از لحاظ توليد ملی يکی از ده کشور پيشآهنگ دنيا محسوب می شود.

          کونر آلپ اين مطالب را در سال 1979 به رشته تحرير درآورد؛ يعنی زمانی که توليد ناخالص ملی ترکیه برای هر فرد کمتر از 1900 دلار بود. در سال 2001 اقتصاد اسپانيا از لحاظ اندازه وحجم سيزدهمين اقتصاد دنيا محسوب می شد و توليد ناخالص ملی آن به 816 بيليون دلار، يعنی 20 هزار دلار برای هر فرد اسپانيايي، رسيده بود. حال آن که ترکيه در آن فهرست بيستمين کشور محسوب می شد و توليد ناخالص ملی اش برابر با 383 بيليون دلار، يا 5800 دلار برای هر فرد بود. اين اعداد براساس قدرت خريد پول های محلی محاسبه شده اند.

در ترکيه نيز مشابه اسپانيا صنايع جديدی به وجود آمده و زيربنای فيزيکی کشور به حد زيادی نوسازی شده بود. اما رشد درآمد سرانه در ترکيه همواره به خاطر يک عامل کند بوده است و آن رشد سريع جمعيت اين کشور است.

با توجه به اين مقايسه، می توان پرسيد که آيا ترکيه می تواند مدل اسپانیا را انتخاب و تعقيب کند و، چه از لحاظ ثبات سياسی و چه از منظر رونق اقتصادی، در آينده ای قابل پيش بينی به آن کشور برسد؟

          دتوجه کنيم که وجوه مشترک ترکيه و اسپانيا بسيارند. شبه جزيره آناتولی و شبه جزيره آيبريا دارای آب و هوای مشابه و ساختار جغرافيايي شبيه به همی هستند که عبارت است از يک فلات مرکزی که در محاصرهء زمين های ساحلی حاصلخيز قرار دارد. هر دو کشور روزگاری بر امپراتوری های وسيعی حکم می رانده اند، تا اين که محبور شده اند به داخل مرزهای کنونی خود عقب بنشينند. هر دوی آن ها جدال و تنش بين سنت گرايان و نوآوران را تجربه کرده اند؛ همان جدالی که در اسپانيا مابين کشيشان و ضد کشيشان برقرار بود و در ترکيه مابين سکولارها و اسلامگرايان. هر دو کشور با ايدئولوژی های ملی گرايانهء متضاد درگير بوده و هستند؛ اسپانيا گرفتار اختلاف بين باسک ها، اسپانيولی ها و کاتالان ها است، و ترکيه گرفتار کردهای خود. هر دو کشور از دست تروريسم صدمه ديده اند. گروه ا.ت.آ در اسپانيا و گروه پ.ک.ک، بهمراه انقلابيون دست چپی و انواع گروه های اسلام گرا در ترکيه. هر دو کشور دارای ارتش هایي هستند که طعم قدرت سياسی را چشيده اند. اما اسپانيا فاجعهء جنگ داخلی را تجربه کرده است، بدان خاطر که ارتش اش به دو نيمه تقسيم شده بود اما ترکيه از وقوع يک جنگ داخلی اجتناب کرده است چرا که ارتش اش توانسته است متحد باقی بماند. اما بين اين دو کشور يک تفاوت عمده وجود دارد. اسپانيايي ها دارای زمينهء کاتوليک مسيحی هستند و ترک ها مسلمان اند. 

در اينجا می توان پرسيد که آيا اسلام و مدرنيته قابل همسازگاری هستند؟ واقعيت اين است که عين اين پرسش را در مورد کليسای کاتوليک، به خصوص پس از 1910، هنگامی که پاپ اعظم  رساله ای عليه مدرنيزم منتشر کرد و از کشيشان خواست تا آن را لعن کنند، مطرح بوده است. اما اصل مطلب باورهای رسمی مذهبی نيست بلکه به تاثير مذهب بر کل فرهنگ يک کشور مربوط می شود.

زکی کونر آلب، در مورد دگرديسی آسان اسپانیا از ديکتاتوری فرانگو به دموکراسی، دو دليل را مطرح کرده است: يکی پيشرفت اقتصادی و اجتماعی در دوران فرانکو و ديگری وجود يک فرهنگ سطح بالا در اسپانيا. او معتقد است که اسپانيا در طول تاريخ هم آفريننده فرهنگ بوده و هم صادر کنندهء آن. حال آنکه، حتی اگر به کوشش های قرن نوزدهمی سلاطين اصلاح طلب عثمانی و گروه ترکان جوان به ديدهء تاييد بنگريم، همچنان نمی توان منکر آن شد که تنها انقلاب فرهنگی آتاتورک بود که افکار و ارزش های عصر روشنگری اروپا را به سياست رسمی ترکيه مبدل ساخت و موجب سرعت گسترش دانش جديد در اين کشور شد.

اسپانيا، پيش از جنگ اول جهانی، يکی از توليد کنندگان نوآور اتومبيل محسوب می شد حال آن که ترکيه، آن هم با استفاده از يک مدل آمريکايي، نخستين اتومبيل هايش را در 1960 توليد کرد.

از لحاظ ميزان دانش جديد، و دانش مربوط به جهان خارج از مرزهای کشور، نيز بين اين دو کشور تفاوت عمده ای وجود داشته و دارد. اگرچه اين تفاوت رفته رفته کاهش می يابد اما هنوز برافکار مردم تاثير فراوان می گذارد.

نظريه های توطئه، که داستان قره کتاب (کتاب سياه) به قلم اورهان پاموک به خوبی شيوع آن را در ترکیه به نمايش می گذارد، در واقع جهان اشباحی است که در مه غليظ جهل شکل می گيرد. اگر پرسش اين باشد که آيا مردم واقعاً باور می کنند که سازمان سيا ی آمريکا و سازمان جاسوسی موساد اسراييل، مشترکاً، حملات يازده سپتامبر 2001 در آمريکا را سامان داده اند، و نيز بمب گذاری در کنيسه ها و بانک انگليس در استانبول در نوامبر 2003 کار آن ها بوده است؟ لااقل می توانيم در اين واقعيت شک نکنيم  که مطبوعات اسلامگرای ترکيه مرتباً به اين پرسش پاسخ مثبت داده اند.

ادامه دارد

https://newsecul.ipower.com/

بازگشت به خانه

 

محل اظهار نظر شما:

شما با اين آدرس ها می توانيد با ما تماس گرفته

و اظهار نظرها و مطالب خود را ارسال داريد:

admin@newsecularism.com

newsecularism@gmail.com

newsecularism@yahoo.com

 

 

New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fxa: 509-352-9630