بازگشت به خانه  |   فهرست موضوعی مقالات و نام نويسندگان

پيوند  به فهرست مطلب کتاب

 

ترجمهء اختصاصی برای سکولاريسم نو

کتاب ترک های امروز

نوشتهء آندرو مانگو

 فصل دهم:

رويکردهای شرقی

بخش چهارم

 دستگيری اوجلان، سقوط صدام و وضعيت کردها

شکست شورش کردها در شمال عراق و، در پی آن، شکست صدام حسين در جنگ 1991 که جنگ خليج [فارس] نام گرفت اوضاع را وخيم تر کرد. دولت ترکيه برای جلوگيری از نفوذ صدها هزار کرد عراقی گريزنده از آن کشور، به صورتی پيشگيرانه، منطقه ای را در شمال عراق برای اسکان آن ها بوجود آورد که بوسيلهء هواپيماهای نيروهای متحده، که از پايگاه خود در ترکيه عمل می کردند، محافظت می شد. اما ديری نگذشت که پ.ک.ک موفق شد در اين منطقه استقرار يافته و عمليات خود را به داخل ترکيه بکشاند. دولت سليمان دميرل، که در پی انتخابات 1991 تشکيل شده بود، نمی دانست که بايد در اين مورد چه واکنشی نشان دهد. در ماه دسامبر آن سال، سليمان دميرل، که همراه با معاون سوسيال دموکرات نخست وزير به نام اردال اينونو از ديار بکر بازديد می کرد، اعلام داشت که واقعيت وجود کردها را به رسميت می شناسد. اما اين کار دارای هيچ گونه نتيجهء عملی خاصی نبود. در سال 1992، وقتی که اردال اينونو به حاميان خود اجازه نداد که در جلسهء ملی گرايان کرد که در پاريس تشکيل شده بود شرکت کنند، هجده تن از نمايندگان کرد ملی گرای مجلس، که به مدد حزب اينونو در انتخابات برنده شده بودند، از آن حزب جدا شده و به حزب مردمی کار، که کلاً از اعضای کرد متشکل بود، پيوستند. آن ها، در واقع، در جريان انتخابات از اين حزب جدا شده و به حزب اينونو پيوسته بودند.

     همچنان که حملات حزب پ.ک.ک افزايش می يافت، تورگوت اوزال، رييس جمهور ترکيه، به صورت غير مستقيم با اوجلان و جلال طالبانی، که رهبر کردهای عراق محسوب می شد، ارتباط برقرار کرد و از طالبانی خواست تا اوجلان را تشويق کند که در ماه مارس 1993 به طور يک جانبه اعلام صلح کند. اما در ماه مه تروريست های عضو پ.ک.ک ـ که ادعا شد برخلاف رای اوجلان عمل می کردند ـ در يک عمل غافلگيرانه 31 سرباز غيرمسلح ترک و چهار غيرنظامی را به قتل رساندند. چند روز بعد، تانسو چيرل، به عنوان نخست وزير، جانشين سليمان دميرل شد و تصميم گرفت که اين شورش ها را به هر صورت که شده به پايان رساند و به نيروهای امنيتی اجازه داد که به هر صورت که می خواهند قائله شورشيان را به پايان برند.

     يکی از راه های اين کار عبارت بود از ايجاد جوخه های مرگ از طريق استخدام دشمنان محلی پ.ک.ک و ناديده گرفتن عمليات آن ها. اين دشمنان در واقع تروريست های کرد اسلامی بودند که در مطبوعات با نام حزب الله شناخته می شدند و اين اسم را از هم مسلکان خود در جنوب لبنان گرفته بودند. اما عمليات نابهنجار اين گروه، بی آن که تاثيری در فرو نشاندن شورش پ.ک.ک داشته باشد، برای دولت دردسرهای زيادی را بوجود آورد. نتيجه اين بود که دولت تنسو چيرل، که يک دولت ائتلافی اسلامی محسوب می شد، بوسيلهء ارتشيان کنار زده شد و آن ها به سوريه اخطار کردند که بايد اوجلان را اخراج کرده و دست از حمايت تروريست های ضد ترکيه بردارد؛ و در غير اين صورت منتظر واکنش ترک ها باشد. حافظ اسد، که بين ترکيه و اسراييل گير کرده بود و اتحاد شوروی حامی او نيز دچار فروپاشی شده بود، تسليم شد.

     اوجلان، که مجبور بود سوريه را ترک کند، در جستجوی پناهنگاهی به نقاط مختلف دنيا سفر کرد. روس ها او را راه ندادند، به ايتاليا که رسيد ترکيه تقاضا کرد او را تحويل دهند اما اگرچه ايتاليا به اين کار تن نداد اما او را از ايتاليا اخراج کرد، يونان برای او يک پاسپورت قبرسی صادر کرده و او را در سفارت خانهء يونان در کشور کنيا پناه داد. اما دستگاه امنيتی کنيا که با ترک ها روابط دوستانه داشت محل اختفای او را خبر داد و يک تيم کوماندويي ترکيه در ژانويهء 1999 او را در نايروبی ربود.

در جريان محاکمه، اوجلان شخصيت ضعيفی از خود نشان داد. او مبارزهء مسلحانه را نفی کرده و خواستار آن شد که به او اجازه دهند تا در يک روند آشتی کنان دموکراتيک نقشی داشته باشد. اما دادگاه او را محکوم به مرگ کرده و اجرای اين حکم را تا رسيدگی دادگاه اروپايي حقوق بشر به عقب انداخت. اما علت واقعی آن بود که می خواستند صبر کنند تا فضای سياسی و عمومی ترکيه رو به آرامش بگذارد. همينطور هم شد. در ابتدای کار بسياری از ترک ها خواستار اعدام اوجلان بودند چرا که طی عمليات او پنج هزار نفر از نيروهای امنيتی کشور کشته شده و يازده هزار نفر زخمی شده بودند و هزينه ای که ترکيه در اين راه متحمل شده بود سر به 15 بيليون دلار می زد. اما، به طور طبيعی، به مرور زمان حس انتقامجويي رفته رفته فروکش کرد. واقعيت اين بود که حزب پ.ک.ک و پيروانش نيز دچار تلفات سنگينی شده بودند. مثلاً، اکثريت بيش از 35 هزار تن آدمی که بين 1984 تا سال 2000 جان خود را از دست داده بودند به اين جريان تعلق داشتند. در آگوست سال 2002 دولت متممی بر قانون اساسی کشور افزود و مجازات اعدام را ملغی کرد و در ماه اکتبر هم مجازات اعدام اوجلان به زندان ابد تبديل شد.

     دستگيری اوجلان عملاً به شورش پ.ک.ک پايان داد؛ هر چند که حوادث متفرق و عمليات گهگاهی ادامه يافت. در ماه آوريل 2002، پ.ک.ک در شهر بروکسل جلسه ای برپا کرده و طی آن خود را منحل نمود و در همانجا کنگره ای را بر پا ساخت که نامش نگره آزادی و دموکراسی در کردستان (کادک) شد. اين کنگره اظهار اميدواری کرد که سازمان های کرد ايرانی، عراقی، و سوريه ای نيز به آن بپوندند.

ماه بعد اتحاديه اروپا پ. ک.ک را در ليست سازمان های تروريستی ممنوع قرار داد. چند صد نفری از اعضای رزمندهء پ. ک. ک درترکيه و يکی دو هزار نفر ار آنها در شمال عراق و ايران باقی ماندند و بسياری از حاميان حزب نيز در اروپای غربی ساکن شدند.

در دسامبر 2002 کادک اعلام داشت که به آتش بس يکطرفهء خود در ترکيه پايان می دهد؛ اما اين اعلام جنبشی را بوجود نياورد و در نوامبر سال 2003 کادک هم خود را منحل ساخته و در عمل به کنگرهء مردم کردستان تغيير نام داد، و اعلام داشت که از آن پس برای حقوق کردها از راه های دموکراتيک مبارزه خواهد کرد و، در عين حال، نيروهای دفاعی خود را نيز خواهد داشت. بدينسان، تهديد تجزيه طلبانهء کردستان به جای خود باقی ماند.

     در طول اين چند دهه، کردها، جا گرفته در ميان کارگران مهاجر ترک، خود را به اروپا می رساندند و در ابتدا با مسائل مربوط به بحث های هويتی چندان آشنا نبودند اما بزودی ناراحتی های زندگی در يک محيط بيگانه آن ها را وامی داشت تا به هويت واقعی خود فکر کنند. ودر اين ميان، مهاجران آمده از ميان رزمندگان کرد کوشيدند تا هويت قومی مهاجران را زنده کنند. هنگامی که، در جريان بحران نفت سال 1973، کشورهای اروپايي جريان استخدام کارگران خارجی را متوقف ساختند، مهاجران جويای کار به اين نتيجه رسيدند که تنها راه ورود و اقامتشان در کشورهای اروپايي آن است که از مهاجر جويای کار تبديل به پناهجويان سياسی شوند. سازمان های افراط گرا نيز برای تنظيم دادخواست اين پناهجويان به آن ها کمک می کردند و، هنگامی که تقاضای پناهجو پذيرفته می شد، سازمان های مزبور به سراغ او آمده و از او می خواستند که در مقابل کمکی که به او کرده اند، از حمايتش برخوردار شده و در عين حال بخشی از درآمد او را به عنوان ماليات انقلابی دريافت کنند.

رهبران رشنفکر ناسيوناليسم کرد هم از ابتدا در سوئد مستفر شدند اما کوشيدند تا از ميان دو و نيم ميليون شهروند سابق ترک که آلمانی شدهء بودند و يک پنجم آن ها دارای اصليت کردی بودند عضوگيری کنند. اين کار به آنجا انجاميد که اکنون سازمان های سياسی و فرهنگی کرد در سوئد، آلمان، فرانسه، هلند، بريتانيا و ايالت متحده آم يکا فعال هستند. به اين ترتيب، ملی گرايي کرد توانتسه است در مغرب زمين پايگاهی استوار برای خود بوحود آودره و از آن طريق به تبليغ ايدئولوژی سياسی خود ادامه دهد.

     يکی ديگر از مشکلات مقامات ترکيه در رويارويي با مساله کردها آن است که هر گونه حرکت سياسی در بين کردهای عراق، ايران و سوريه، به صورتی ناگزير، بر کردهای ترکيه هم اثر می گذارد. در واقع ناسيوناليسم کردی به يک اژدهای چند سر شبيه است که می تواند در همهء شرايط به حيات خود ادامه دهد.

شکست شورش پ.ک.ک. اين خوش بينی را در افکار عمومی ترکيه ايجاد کرد که می توان راهی برای رسيدگی به مساله ناسيوناليسم کرد و هضم آن در داخل جمهوری ترکيه پيدا کرد. آشکار است که، به خاطر پايداری گريزناپذير اين ناسيوناليسم، اين امر (که راه حل سنتی مطلوب مقامات ترکيه هم محسوب می شود) هرگز تحقق نخواهد يافت؛ هر چند که جريان طبيعی حل شدن کردها در جامعهء ترک، به خاطر مهاجرت دايم آن ها به مناطق ترک نشين، ادامه خواهد يافت. خوشبختانه در عين حالی که ترک ها به کردها به چشم مردمی عقب افتاده نگاه می کنند اما بين آن ها هيچگونه دشمنی قومی وجود ندارد. خود ناسيوناليست های کرد هم دريافته اند که ايجاد يک دولت مستقل کرد به تشکيل جامعه ای فقير و پريشان خواهد انجاميد و، در نتيجه، اکنون بيشتر خواستار حقوق فرهنگی خود همچون تدريس به زبان کردی و داشتن راديو ـ تلويزيون کردی هستند. اما، از آنجا که اين امکانات خودبخود کردهای ساکن در کشورهای مجاور را نيز زير پوشش خواهد گرفت، بسياری از ترک ها اعتقاد دارند که اين کار در بلندمدت بر مشکلاتشان خواهد افزود .

     برافتادن رژيم صدام حسين در عراق به دست نيروهای امريکایی و انگليسی در بهار سال 2003 بر فوريت رسيدگی به مساله کردها در ترکيه افزود. هنگامی که ترکيه به آمريکا اجازه نداد که سربازان خود را از طريق خاک ترکيه وارد شمال عراق کند، امريکايي ها سربازان خود را از طريق هوا در شمال در شمال عراق پياده کردند. در آن هنگام، يعنی پس از جنگ 1991، نيروهای بارزانی و طالبانی در شمال عراق حکومت هائی خودمختار بوجود آورده بودند و اين حکومت ها به سربازان امريکايي که وارد منطقه می شدند کمک می کردند. هنگامی که رژيم صدام حسين در هم شکست، جنگچويان کرد وارد شهرهای موصل و کرکوک شدند؛ شهرهائی که جمعيت شان آميزه ای از اعراب، کردها و ترکمن ها بود.

آنگاه، در سال 2003، بارزانی و طالبانی که در گذشته با يکديگر سر جنگ داشتند و در اين کار از صدام حسين کمک می گرفتند، جبههء متحدی را تشکيل دادند، هر چند که به نظر می رسد اختلافات آنان همچنان بر جای خواهد ماند، حتی اگر اين اختلافات ريشهء زبانی داشته باشند، چرا که بارزانی ها به زبان کرمانجی تکلم می کنند و طالبانی ها به زبان سورانی.

در اين ميان، برادر عبداله اوجلان، که عثمان نام دارد و مدتی درازی نمايندهء پ.ک.ک. در تهران بوده و سپس برای رهبری باقيمانده پ.ک. ک به شمال عراق رفته است، کوشيده است تا نظر آمريکايی ها را به خود جلب کند اما در اين کار توفيقی نداشته است.

از سوی ديگر، در پی سقوط صدام حسين، اختلافات قومی پيش آمده در شمال عراق موجب شد که کردها عليه اعراب و ترکمان ها اقدام کنند و اين امر خطر پيدايش وضعيت مشابهی را در ترکيه نيز گوشزد پيش آورده است، و چنين به نظر می رسد که اگر کنترل دولت مرکزی سست شود همين درگيری ها در خاک ترکيه نيز تکرار خواهند شد. اگرچه وظيفهء حفظ نظم و قانون، همچون هر کشور ديگری، بر عهده دولت ترکيه است، ليبرال های داخل و خارج ترکيه معتقدند که تنها راه حفظ جامعهء چند قوميتی ترکيه آن است که اجازه داده شود ترکيه به صورت يک کشور چند فرهنگی درآيد. اما بسياری از ترک ها از اين هراس دارند که پذيرش چند فرهنگی به جای قانع کردن مليون کرد اشتهای آن ها را تيز تر و ميل شان به جدايي را قوی تر کند.

در جريان ترميم قانون اساسی ترکيه در اگوست 2003، به شهروندان اين کشور اجازه داده شد که در رسانه ها و مراکز آموزشی خود از لهجه های محلی استفاده کنند. اما مقامات کشور در اجازه دادن به کردها برای اعمال اين حقوق عجله ای به خرج نداده اند و مسئلهء اينکه آيا دولت بايد در دادن حقوق فرهنگی به کردها به سرعت يا به کندی اقدام کند بحث بسيار زنده ای در ترکيه محسوب می شود.

در واقع، هنگامی که شورش پ.ک.ک در 1999 به پايان رسيد، استان های جنوب شرقی ترکيه نفس راحتی کشيدند و هنگامی که نظم و قانون ديگرباره برقرار شد وضعيت فوق العاده به تدريج کنار گذاشته شد و بالاخره در نوامبر 2002 به کلی ملغی گرديد. اما ترس از شورش های جديد به اين آسانی ها مرتفع نخواهد شد.

 ادامه دارد

https://newsecul.ipower.com/

بازگشت به خانه

 

محل اظهار نظر شما:

شما با اين آدرس ها می توانيد با ما تماس گرفته

و اظهار نظرها و مطالب خود را ارسال داريد:

newsecularism@gmail.com

newsecularism@yahoo.com

 

 

New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fxa: 509-352-9630