بازگشت به خانه  |   فهرست موضوعی مقالات و نام نويسندگان

يک شنبه 17 آبان 1388 ـ  8 نوامبر 2009

پيوند به فهرست مطلب کتاب

کتاب ترک های امروز

فصل سوم:

سال های پر کشاکش (1960 تا 1980)

قسمت دوم:

بحران قبرس

نوشتۀ آندرو مانگو

ترجمهء اختصاصی برای سکولاريسم نو

سياست رهبری کشور در راستای بازگشت منظم به يک حکومت پارلمانی براساس قانون اساسی جديد چندان به مذاق افسران جاه طلبی که می خواستند کشور را به شکل افکار خود بسازند مطلوب نبود. اما مهم ترين دست آورد عصمت اينونو نيز منزوی کردن همين افراطيون بود. او، که خود ژنرال ارتش و يکی از قهرمانان جنگ استقلال ترکيه محسوب می شد، در ارتش اين کشور از اعتبار بسياری برخوردار بود. اينونو از اين اعتبار برای خنثی کردن دو حرکت نظامی از جانب سرگرد طلعت آیدمير که فرمانده دانشگاه جنگ آنکارا بود استفاده کرد. طلعت در بين دانشجويان خود بسيار محبوب بود اما افسران عاليرتبه ی ارتش از او حمايت نمی کردند و در خارج از ارتش نيز جز حلقه ای از انقلابيون رمانتيک کسی به او توجهی نداشت. اولين تلاش او برای بدست گرفتن قدرت در 22 فوريه 1962 اتفاق افتاد. اين کوشش خنثی شد و  او به همراه افسرانی که در توطئه شرکت کرده بودند بخشوده شدند. اما، پس از دومين اقدام طلعت در 21 ماه مه 1963، او و دستيارش به مرگ محکوم شده و اعدام شدند. اينونو خود می گفت که فرصتی برای اين گونه لات های جوان ندارد.

پس از اين جريان، آزاد سازی تدريجی رهبران زندانی دموکرات آغاز شد. در ماه جولای 1962 اينونو با داخل کردن گروه ديگری از حاميان سابق دموکرات ها، که اکنون در حزب ترکيهء نوين گرد هم آمده بودند، در دولت ائتلافی خود حوزه ی ائتلاف مزبور را وسيع تر کرد، اگرچه اين ائتلاف در دسامبر سال بعد فرو پاشيد. اما عصمت اينونو به خاطر حل بحران جديدی که بر سر جزيره قبرس پيش آمده بود در قدرت باقی ماند.

در آنزمان اسقف ماکاريوس به عنوان رييس جمهور قبرس انتخاب شده بود و ملی گرايان يونانی گرده آنده در اطراف او مصمم بودند تا موافقتنامه ای را که دولت محافظه کار يونان، به عنوان تنها بديل دوپاره شدن جزيره قبرس، در 1960  به آن ها تحميل کرده بود مورد تجديد نظر قرار دهند. آن ها بدين منظور به دولت بريتانيا مراجعه کردند که يکی از سه تضمين کنندگان اين قرار داد محسوب می شد، و طی مذاکرات خود با مقامات آن کشور چنين برداشت کردند که اگر آنکار با تقليل حقوق جامعهء ترک قبرس، و حتی انصراف کامل از آن، موافقت کند بريتانيا با اين امر مخالف نخواهد بود. بدين منظور ماکاريوس به آنکارا رفت ولی در آنجا عصمت اينونو به او اخطار کرد که با قرارداد مزبور بازی نکند. اما در ماه دسامبر 1963 دولت اينونو اکثريت پارلمانی خود را از دست داد و در آتن نيز دولت از دست محافظه کاران خارج شده و به دست ملي گرايان چپ يونانی به رهبری چهره ی محبوب و آتشينی به نام آندره آس پاباندرو افتاد. پاپاندرو در اين عقيده با ماکاريوس شريک بود که اگر عليه ترک های قبرس اقدامی صورت بگيرد آمريکايي ها جلوی دخالت آنکارا را خواهند گرفت.

  به اين ترتيب، در عصر روز کريسمس 1963، قوای يونانی در سراسر جزيرهء قبرس به مناطق ترک نشين حمله ور شد و ترک های قدرت از دست داده ناچار شدند در تعدادی از پناهگاه ها موضع بگيرند. اينونو به بريتانيا مراجعه کرده و از اين کشور، به عنوان يکی از ضامن های قرارداد، خواست که در اين ماجرا دخالت کرده و قانون اساسی مورد موافقت ترک ها و يونانی های جزيره را دوباره اجرائی کند. اما دولت بريتانيا، به جای دخالت، به سازمان ملل متحد مراجعه کرد و اين سازمان، در عين اين که از کشتار ترک های جزيره جلوگيری کرد، اما دست آوردهای يونانی ها را به ترک ها برنگرداند. در عين حال، هنگامی که اينونو آماده می شد تا به صورت يک جانبه در ماجرای قبرس دخالت کند، پرزيدنت ليندن جانسون به او اخطار کرد که اگر شوروی ها عليه ترک ها در قبرس دست به اقدامی بزنند سازمان ناتو به کمک ترکيه نخواهد شتافت. همچنين حال متذکر شد که ترکيه نسبت به مهمات و اسلحه هايي که ناتو به منظور دفاع در مقابل شوروی ها در قبرس مستقر کرده حقوقی ندارد. پاسخ اينونو در اين جمله خلاصه شد که: اگر قرار است "دنيای جديد"ی بوجود آيد مسلماً ترکیه هم برای خود در آن جايي خواهد يافت.

با اين همه او در مورد اقدام برای دخالت نظامی کاملاً محتاطانه عمل کرد؛ چرا که ارتش ترکيه نيز برای چنين کاری آمادگی کافی نداشت. اما پس از اين که، چند ماه بعد، يونانی های قبرس تصميم گرفتند تا دو دهکده ی ترک نشين باقيمانده در سواحل قبرس را (که از طريق آن ها اسلحه ی قاچاق به ترکان متفرق در جزيره می رسيد) تصرف نمايند اينونو دستور داد که هواپيماهای جنگی ترکيه مواضع مهاجمين يونانی را بمباران کنند. در پی اين بمباران، آرامشی پر اضطراب بر جزيره حاکم شد. اکنون اغلب مناطق جزيره در دست يونانی ها بود و ساکنان ترک جزيره در پناهگاه های معدود خود به وسيله ی کمک های دولت ترکيه و نيروهای حافظ صلح سازمان ملل زنده مانده بودند. اين نيروهای حافظ صلح از 1964 به بعد در اين جزيره مستقر بوده اند.

اصطلاح "دنيای جديد"، به معنای اين واقعيت بود که منافع مشترک اعضاء سازمان ناتو لزوماً با منافع ملی ِ اعضای آن هميشه تطابق ندارد. اين دنيای جديد در واقع از پيش از مشکلات داخلی جزيرهء قبرس در ماه دسامبر 1963 آغاز به شکل گرفتن کرده بود. در اين مورد فرانسوی ها درس خود را در 1956 گرفته بودند؛ زمانی که آمريکايي ها موجب شدند اقدام مشترک انگليس و فرانسه در حمله به کانال سوئز و عليه رييس جمهور مصر، جمال عبدالناصر، عقيم بماند. و همين امر موجب شد که ژنرال دوگل تصميم بگيرد سرفرماندهی ناتو را از خاک فرانسه اخراج کند و از فرماندهی مشترک اين اتحاديه خارج شود.

ترکيه اما نمی توانست چنين کند؛ زيرا در آن زمان توانايي ايجاد و نگاهداری يک نيروی موثر دفاعی را بر بنياد منابع خود نداشت. در واقع، برخلاف آنچه که منتقدين چپ گرا اعلام می داشتند، عضويت در ناتو فشاری بر اقتصاد ترکيه وارد نمی کرد و، برعکس، امنيت ارزانی را برای ترکيه تضمين می نمود. اما اگرچه وفاداری ترکيه به اتحاديهء ناتو هرگز مورد ترديد نبود، حتی از پيش از سقوط عدنان مندرس نيز می شد ديد که ترکيه گهگاه ناگزير است منافع ملی خود را بر منافع ناتو مرجح بداند.

در ماه مه 1953، اندکی پس از مرگ استالين، جانشينان او يادداشتی به دولت ترکيه فرستاده و طی آن اعلام داشتند که اتحاد جماهير شوروی نسبت به هيچ قسمتی از خاک ترکيه ادعايي ندارد. اما ترکیه که سال قبل به عضويت ناتو در آمده بود به واسطه اين يادداشت وسوسه نشد تا قرارداد عدم مخاصمهء بين دو کشور را، که خود شوروی ها در 1945 بصورت يکطرفه لغو کرده بودند، احيا کند. همچنين، در سال 1959، دولت ترکيه، بی اعتنا به اعتراضات شوروی ها، اجازه داد تا ايالات متحده آمريکا پانزده موشک بالستيک موسوم به ژوپيتر را که مجهز به کلاهک اتمی بودند در خاک ترکیه مستقر سازد. اما در ماه آوريل 1960 مطبوعات ترکیه خبر دادند که عدنان مندرس برای بحث دربارهء روابط متقابل دو کشور به مسکو سفر می کند؛ و هنگامی هم که ماه بعد دولت عدنان مندرس سقوط کرد بلافاصله اين شايعه مطرح شد که امريکايي ها در کودتای نظامی عليه او يا دخالت داشته و يا آن را ترغيب کرده اند تا از ايجاد روابط نزديکتر بين ترکيه و شوروی جلوگيری کنند.

واقعيت اما اين بود که آمريکايي ها در این ماجرا دخالتی نداشتند؛ هرچند که سقوط دولت عدنان مندرس ـ که به صورت روزافزونی غير قابل پيش بينی شده بود ـ مخالفت آن ها را برنيانگيخت. در سال 1962، هنگامی که دولت جان کندی موافقت کرد تا به عنوان بخشی از توافق بين آمريکا و اتحاد شوروی در پی بحران موشکی کوبا، موشک های امريکا از خاک ترکيه خارج شوند ترکيه مورد مشورت قرار نگرفت. آنگاه نامهء پرزيدنت جانسون در ماه جون 1964 در رابطه با بحران قبرس نشانه ی آن شمرده شد که آمريکايي ها ترکیه را همچون دست نشاندهء صرف خود نگاه می کنند.

اين امر موجب شد که در ماه نوامبر عصمت اينونو وزير خارجه خود را برای عقد يک قرارداد فرهنگی با شوروی ها به مسکو بفرستد. اين آغاز اجرای يک سياست خارجی چند وجهی بود که نشان می داد ترکيه برای محافظت از منافع ملی خود به طور دربست به حمايت ناتو تکيه نمی کند. تا آن زمان کشورهای غربی تنها منبع دريافت کمک به ترکيه محسوب می شدند اما از آن پس شوروی ها نيز در پيشبرد امر توسعهء کشور همسايه خود دستی يافتند. نتيجهء همکاری دو کشور ساختن يک کارخانهء فولاد، يک پالايشگاه، و يک آلومينيوم سازی بود.

در واقع، پس از ماه عسلی که در دههء 1950 در روابط بين امريکا و ترکيه برقرار شده بود، رابطهء اين دو کشور همواره دستخوش تنش بوده است. بدينسان، بحرانی که در سال 2003  در جريان جنگ عراق بين دو کشور پيش آمد نخستين بحران ترکيه و آمريکا محسوب نمی شود.

ادامه دارد

https://newsecul.ipower.com/

بازگشت به خانه

 

محل اظهار نظر شما:

شما با اين آدرس ها می توانيد با ما تماس گرفته

و اظهار نظرها و مطالب خود را ارسال داريد:

admin@newsecularism.com

newsecularism@gmail.com

newsecularism@yahoo.com

 

 

New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fxa: 509-352-9630