بازگشت به خانه  |   فهرست موضوعی مقالات و نام نويسندگان

 

پيوند به فهرست مطلب کتاب

کتاب ترک های امروز

فصل سوم:

سال های پر کشاکش (1960 تا 1980)

قسمت نهم:

شکست دموکراسی و يک کودتای نظامی ديگر

نوشتۀ آندرو مانگو

ترجمهء اختصاصی برای سکولاريسم نو

استعفای بلند اجويت و تشکيل کابينه به وسيله ی سليمان دميرل که در پی جدايي اجويت از اربکان اتفاق افتاد، مانع از آن نشد که وقتی وزير خارجه دميرل، نگران از اين که يونان به عضويت اتحاديه اروپا درآيد، از اين اتحاديه خواست که به تقاضای ترکيه در تسريع تقاضايش برای عضويت توجه نمايد، اربکان در همراهی اجويت موجب شد که با رای عدم اعتماد در مجلس وزير خارجه دميرل را مجبور به استعفا کند. به اين ترتيب، حيات دولت دميرل به نخی آويزان بود. اما در همين حال نيز او توانست تصميمی را اتخاذ کند که چهره ی ترکيه را برای هميشه تغيير داد.

دميرل، در بازگشت به قدرت، تورگوت اوزال را به سمت رياست سازمان برنامه ی ترکيه برگزيد. اوزال پنجاه و چهار ساله بود و در دانشگاه فنی استانبول همکلاس دميرل محسوب می شد. او که قيافه ای روستايي و ظاهری نامنظم داشت، همچون خود دميرل، از طريق سازمان خدمات فنی شهری به دستگاه دولت راه پيدا کرده و به سرعت ترقی نموده بود؛ در عين حالی که سابقه ی کار در بانک جهانی و در بخش خصوصی ترکيه را نيز داشت. او يک بار کوشيده بود تا وارد فعاليت های سياسی شود و يکی از کانديداهای نمايندگی مجلس از حزب اسلاميست اربکان بود اما در اين کار شکست خورده بود. اوزال مردی بود خودساخته، مسلمانی مومن، با افکار ليبرال و تحسين کننده مغرب زمين ثروتمند. مجموعه ی اين ويژگی ها از او آدمی را ساخته بود که در آن لحظه می توانست آرزوهای توده های مردم ترکيه را نمايندگی کند.

          دميرل در 24 ژانويه 1980 برنامهء اقتصادی جديدی را به اجرا گذاشت که بوسيله ی تورگوت اوزال تهيه شده بود. براساس اين برنامه ارزش ليره ترکيه کاهش يافت، دولت قيمت کالاها و  خدماتی را که عرضه می داشت بالا برد، و از يارانه های کشاورزی کاست. در عين حال، متعهد شدن به اين که از ولخرجی های مزمن دولت جلوگيری خواهد شد، به اوزال اين فرصت را داد تا با طلب کاران غربی ترکيه وارد مذاکره شده و  در نحوهء بازپرداخت وام ها تجديد نظر نمايد. اقدامات ديگری که در پی بود اوج خود را در کنار گذاشتن کليهء کنترل های مربوط به ارز خارجی نشان داد و ليرهء ترکيه تبديل به پول قابل تبديل شد. تا آنزمان هر شهروند ترکيه که با خود ارز خارجی حمل می کرد دستگير و زندانی می شد. اما اکنون مردم می توانستند، چه در داخل و چه در  خارج از ترکيه، حساب های دلاری باز کنند. اين البته سياست پر از ريسکی بود که بعدها منجر به بحران های جديدی شد. اما در ابتدا به طرز خارق العاده ای با استقبال و موفقيت روبرو شد. در آن زمان سياست های قبلی حمايت از صنايع داخلی در داخل يک بازار بسته به شکست انجاميده بود. چرا که به جای کاهش دادن واردات به افزايش آن کمک کرده بود. علت آن بود که کارخانجات جديد التاسيس برای ماشين آلات و بسياری از مواد مورد نياز خود محتاج توليدکنندگان خارجی بودند. اکنون ترکيه به جای کاهش سطح واردات خود می کوشيد تا سطح صادرات خود را بالا برده و راه های رقابت در بازار آزاد را بياموزد.

البته اگر مبازرات اتحادیه های کارگری ادامه يافته بود، و يا اگر کشاورزان توانسته بودند نمايندگان خود را تحت فشار قرار دهند تا از قطع يارانه های جلوگيری شود، برنامه ی 24 ژانويه نمی توانست با موفقيت روبرو شود و، در واقع، تنها به تعليق درآوردن دموکراسی پارلمانیبود که می شد جلوی مقاومت کسانی را که خواست هاشان مآلاً به کاهش استاندارد های زندگی توده های بزرگ می انجاميد گرفت. البته، تا پيش از اين زمان، اقتصاد تنها قربانی سياست های احزاب نبود، حکومت اقليتی دميرل نيز قدرت پايان دادن بهشورش های خشونت آميز را نداشت، و  پارلمان نيز نتوانسته بود در انتخاب يک رييس جمهور جديد برای ترکيه به توافقی دست يابد. در چنين وضعيتی، يک ديپلمات ارشد ترکيه پرسيده بود: ما تا کی می توانيم به خاطر دموکراسی رنج ببريم؟ و به زودی معلوم شد که انتظار زيادی لازم نيست.

در دسامبر 1979 فرماندهان نيروهای مسلح ترکيه رسماً و علناً از رهبران سياسی کشور خواستند که، به منظور بازگرداندن نظم، با يکديگر همکاری کنند. اما اين رهبران قادر به کار همآهنگ نبودند. آنگاه، در ششم ماه سپتامبر 1980، اجويت که اکنون رهبر اپوزيسيون محسوب می شد. طی سخنانی در يکی از تظاهرات خيابانی خطاب به کارگران سخنرانی کرده و از آن ها خواست که از جايگاه ها فرود آمده و وارد ميدان شوند. ژنرال های ترکيه اين سخن را دعوت رسمی از کارگران برای حضور در خيابان ها تعبير کرده و آن را بهانه ی مشروعيت کودتايي نظامی کردند. در دوازده سپتامبر 1980 فرمانده کل نيروهای مسلح ترکیه قانون اساسی کشور را معلق اعلام کرده، پارلمان  و همه ی احزاب سياسی را منحل ساخته و خود زمام امور دولت را در دست گرفت. به قول پروفسور ويليام هيل: اکنون که به آن ماجرا می نگريم نکته ی شگفتی آفرين درباره کودتای 12 سپتامبر 1980 وقوع آن نيست بلکه تاخيری است که در انجام آن پيش آمده بود؛ و نيز ناتوانی سياستمداران در جلوگيری از آن.

کودتا با حمايت شديد طبقات متوسط کشور روبرو شد و ديگر اقشار مردم ترکيه نيز در برقراری مجدد دولت استبدادی سبک قديمی احساس آرامش بيشتری کردند. در واقع، جنگ داخلی پراکنده ای که در سراسر دههء 1970 جريان داشت، بيش از 5 هزار کشته به جای نهاده بود. اما تاثير اين جنگ بسيار عميق تر از تعداد قربانيان آن بود. برخی از خانواده ها هنوز می گويند: هنگامی که بچه های ما در صبحگاه خانه ها را ترک می کردند چندان مطمئن نبوديم بار ديگر آن ها را خواهيم ديد. در نتيجه آن ها نيز از ارتشی که اين ترس را از ميان برداشته بود متشکر بودند.

پايان فصل سوم ـ ادامه دارد

https://newsecul.ipower.com/

بازگشت به خانه

 

محل اظهار نظر شما:

شما با اين آدرس ها می توانيد با ما تماس گرفته

و اظهار نظرها و مطالب خود را ارسال داريد:

admin@newsecularism.com

newsecularism@gmail.com

newsecularism@yahoo.com

 

 

New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fxa: 509-352-9630