بازگشت به خانه        پيوند به نظر خوانندگان

چهارشنبه 5 مهر ماه 1391 ـ  26 ماه سپتامبر 2011

 

آیا مدیریت مالزی می تواند الگوی خوبی برای ایران باشد؟

محمد زمانی

azadizamani@yahoo.de

 

اشاره: چند روز پیش با یکی از دوستان که در مالزی زندگی میکند در مورد نحوه مدیریت با توجه به بافت فرهنگی و مشکلات عدیده ایی که این کشور در چند دهه گذشته داشته است صحبت می نمودم. از اینکه پیشرفت زیادی با این همه تنوع فرهنگی در این دوران بدست اورده است واقعاً انسان را شگفت زده می نماید. امروز همه ما با حکومتی توتالیتر و پوپولیست در ایران روبرو هستیم که ادعای مدیریت جهانی را دارد در صورتی که در همه عرصه ها به ورشکستگی کامل رسیده و به فروپاشی نزدیک می شود. به جرات می توان اقرار کرد که ایران امروز در عرصه های مختلف با بحران روبروست و تنها دستاوردش عقب ماندگی کامل است. و در آن سو اپوزیسیونی دارد که بدون الگو برداری حتی از کشور هایی مثل مالزی مشغول بیانیه دادن بر علیه هم می باشند. بجای اینکه یک مانفیست مشخص برای نجات ایران ارائه دهند فرصت ها را از دست می دهند. برای من این سوال پیش می آید که وقتی چند حزب و گروه نمی توانند یک کمیتهء بحران با مدیریت خوب برای حل مشکلات و خواسته های همهء ایرانیان بوجود آورند و حقوق تمام ایرانیان را به رسمیت بشناسند، بطوری که همه در تقسیم قدرت و ثروت سهیم باشند یک جای این کار ایراد دارد و آن سوء مدیریت است. چگونه تا اکنون نتوانسته ایم راهگشای مشکلات امروز ایران باشیم که عده ایی هر روز بخواهند بر طبل تجزیه یا تمامیت ارضی ایران بکوبند؟ بدون اینکه راهکاری مشخص ارائه دهیم و بدون اینکه بخواهیم بدنبال حل مسئله باشیم خودمان هم جز مسئله می شویم. آری گاندی و ماندلا و و ماهاتیر محمد بی خودی اسم شان در تاریخ حک نشده است. آنها افرادی بودند که در بدترین شرایط و بحران ها ممالک خود را نجات دادند و در دنیای امروز هر سه کشور هند و افریقای جنوبی و مالزی حرفی برای گفتن دارند. آیا وقت آن نرسیده است که در یک کنفرانس از همه گروه ها و احزاب و ملیت ها دعوت شود و به جای نفرت و کینه و دشمنی و بیانیه دادن بر علیه هم به یک توافق اصولی برای حل بحران رسید؟ دو راه بیشتر وجود ندارد: یا اینکه به خواسته های هم تمکین کنیم و ایرانی آباد و آزاد و مقتدر را در کنار هم بوجود آوریم؛ و یا اینکه جنگ و کشتار و عقب ماندگی بیشتری را نصیب مردم ایران کنیم. تاریخ در مورد تک تک ما قضاوت خواهد نمود. در ادامه اشاره ایی به توانایی ماهاتیر محمد در مالزی دارم شاید راهگشا باشد. فرصت کم است و ما از زمان عقب هستیم.

***

شاید تا بیست سال پیش کسی باور نمی کرد که کشور مالزی به یکی از قطب های سیاسی و اقتصادی آسیا و شاید جهان تبدیل شودغ کشوری که در چهار دهه قبل وضعیت ناهنجاری داشت. قبل از آن مستعمره امپراطوری انگلیس بود، فقر بی‌داد می‌کرد، نشانی از توسعه و ترقی دیده نمی‌شد، اختلاف نژادی توام با تبعیض طبقاتی آزاردهنده بود. اما با کمال شگفتی امروز این کشور جهان سومی به سرعت به سمت توسعه یافتگی در حرکت است و امروز شاخص‌های پیشرفت و ترقی را عملاً در عرصه‌های مختلف به نمایش گذاشته است . بدون هیچ چون و چرایی باید از یک مدیر موفق در این پیشرفت سخن به میان آورد . او کسی نیست جز «ماهاتیر محمد»، نخست وزیر سابق مالزی.

دکتر ماهاتیر محمد که از سال 1981 نخست وزیر مالزی بود در تبدیل شدن آن از یک کشور فقیر به یکی از قطب های صنعتی و اقتصادی آسیای جنوب شرقی نقش مهمی ایفا کرده است . او آخرین بار در مجلس مالزی حاضر شد و از اقتصاد و رابطه اش با دموکراسی سخن گفت . او گفت که مالزی به یکی از کشورهای صنعتی تبدیل شده است و هشدار داد که آزادی های دموکراتیک ممکن است به آنارشیسم منجر شود . او همچنین گفت که در جامعه چند نژادی مالزی در صورتی که از وحدت ملی حمایت نشود، اوضاع بسیار خطرناک خواهد شد . دکتر ماهاتیر محمد، که به فردی رک و عمل گرا مشهور است همواره از روند دموکراسی غربی انتقاد کرده است . وی فعالیت های سیاسی خود را از سال 1946 آغاز کرد و بیست و یک سال داشت که به سازمان مالزی متحد «Umno » که توسط ناسیونالیست ها بنا نهاده شده بود، پیوست . او در دانشگاه مالایا رشته پزشکی خواند و مدت هفت سال در خانه اش به کار طبابت مشغول بود . در سال 1964به عنوان نمایده پارلمان به مجلس را یافت، اما در سال 1969 کرسی خود را در مجلس از دست داد و از حزب خود نیز اخراج شد . دلیل آن نیز نوشتن نامه سر گشاده ای به «تنکو عبدالرحمن» بود که در آن نخست وزیر مالزی را به خاطر بی توجهی به وحدت مالزی مورد انتقاد شدید قرار داده بود . وی در زمان دوری از سیاست به کار نظری پرداخت و ایده هایش را در کتابی جنجالی با نام «مشکل اساسی مالزی » به چاپ رساند . او در آن کتاب نوشت که مالزیایی ها از زمان استعمار کاملا کنار گذاشته شده اند و آنها را به خاطر قبول این موقعیت و تن دادن به این وضعیت به شدت سرزنش کرد . او از همان جا ایده مخالفت با غرب و استعمار جدید را به خاطر مانع تراشی بر سر راه پیشرفت مالزی در ذهن خود پرورش داد و کتابش آن قدر مورد توجه قرار گرفت که رهبران جوان « Umno » از او خواستند به حزب باز گردد و در سال 1974 او دوباره به عضویت پارلمان درآمد و به عنوان وزیر آموزش انتخاب شد . وی چهار سال معاون رهبر حزب بود و نهایتا در سال 1981 به نخست وزیری مالزی رسید و شروع به عملی کردن ایده هایش کرد و با الگو قرار دادن ژاپن، کشورش را از یک صادر کننده لاستیک و حلبی به تولید کننده تجهیزات الکترونیک، فولاد و ماشین تبدیل کرد . او همواره به دنبال دفاع ارزش های آسیایی و مالزیایی بود و از برخورد دوگانه غرب انتقاد می کرد . این رویکرد در کشورهای در حال توسعه نیز تاثیر گذاشت . دنبال کردن پروژه هایی مانند ساخت بلندترین برج های دنیا ( برج های دو قلوی مالزی ) است، نشانه توجه او به غرور ملی و مطرح کردن مالزی در سطح بین المللی بود .

در سال 1977، زمانی که آسیای جنوب شرقی با بحران اقتصادی شدیدی روبرو شد، او نظر کسانی را که نقشه های بلند پروانه اش را دلیل بدهی های سرسام آور مالزی می دانستند، رد کرد و تقصیر را به گردن دلالان خارجی انداخت و آن را نتیجه یک توطئه جهانی صهیونیستی دانست . رابطه او با غرب به دلیل موضع گیری های تند و گزنده اش همواره رو به افول بوده است.

ماهیتر محمد از غربی ها و مشخصا اروپایی های آنگلوساکسون به عنوان حامیان اصلی جنگ، فساد و کشتار نام برد . او چند روز قبل از کناره گیری از قدرت نیز با اظهارات ضد یهودی اش خشم اسرائیلی ها و امریکایی ها را برانگیخت و رفتنش را نیز با جنجال همراه کرد .کشورهای غربی، بخصوص امریکا، از کناره گیری ماهاتیر محمد خوشحال هستند و تمام توجه خود را به نخست وزیر جدید معطوف کرده اند . آنها امیدوارند «عبدا... احمد بداوی » که در دنیای سیاست از او با نام «آقای خوب » یاد می کنند، رویه سلفش را در پیش نگیرد و موضع دوستانه تری نسبت به غربی ها اتخاذ کند.

مالزی تنها یک کشور کوچک آسیایی است که با الگو قرار دادن انقلاب صنعتی، از سدهای زیادی عبور کرده است و با توسعه اقتصادی، به توسعه سیاسی هم رسیده است .

مالزی از جمله کشورهایی است که عصر اطلاعات را به خوبی درک نموده و به منظور پیشبرد و هدایت سریع و هدفمند فناوری اطلاعات « شورای ملی فناوری اطلاعات » را با هدف ایجاد جامعه ای غنی از اطلاعات و با در نظر گرفتن دورنمایی از سال 2020تاسیس نموده است . رئیس این شورا نخست وزیر اسبق مالزی است و اعضای آن شامل نمایندگانی از بخش خصوصی و دولتی هستند، به همراه جمع کثیری از مشاوران عالی رتبه در این زمینه برای یک دوره سه ساله انتخاب می شوند .

این شورا جنبه های مختلف فناوری اطلاعات ؛ از جمله میکرو الکترونیک، مخابرات، نرم افزار، نیروی انسانی و غیره را بررسی و چگونگی توسعه آن را در کشور در کلیه، ابعاد مشخص و پیشنهاد می کند . این شورا به طور مستقیم با دولت در ارتباط است و هدفهای تعیین شده از طرف آن را اجرا می نماید، همچنین برنامه ملی و دیگر برنامه های فناوری اطلاعات را در کشور نظارت می کند، پروژه ملی «مسیر برتر چند رسانه ای » را تحت کنترل دارد، همچنین دارای یک بخش مهم و راهبردی به نام « شورای ایالتی فناوری اطلاعات » است که مسئول تدوین برنامه ملی فناوری اطلاعات می باشد.

ماهاتیر محمد صنایع مالزی را برای رقابت موثر در بازار جهانی از طریق تحقیقات، توسعه و نوآوری تقویت کرد که اهداف آن بدین شرح بود :

1-گسترش فعالیتهای تحقیق و توسعه در بخش خصوصی

2- تجاری کردن تحقیقات و نوآوری هایی که در بخش خصوصی و بخش دولتی ایجاد شده است .

3- گسترش رشد و توسعه صنایعی که از تکنولوژی بالا برخوردارند

4- ایجاد ارتباط بین صنایع موسسات دولتی، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی

5- آسان سازی همکاری و تشریک مساعی بخشهای دولتی و خصوصی

6- تهیه وسایل قادر سازی تولید برای صنایعی که درگیر نوآوری هستند

7- تهیه اطلاعات بهینه در بازاریابی، مدیریت و حمایت تکنیکی

8- کمک به شرکتهای مستقر در امر تکنولوژی جهت بازاریابی نوآوری های خود

در این ارتباط شعارهایی نظیر « موفقیت شما از اینجا شروع می شود » و « یک ملت، یک نگرش، یک ماموریت » با دورنگری برای سال 2020، که سال تکامل صنعتی شدن مالزی به شمار میرود، به چشم می خورد .

دکتر ماهاتیر محمد، نخست وزیر سابق مالزی درباره این اهداف می گوید : « مالزی پیشرفتهای اقتصادی برجسته ای در سالهای گذشته داشته و این دستاورد غیر منتظره نبوده است . مالزی پس از کسب استقلال در حدود چهل سال پیش، با احتیاط هدف خود را در مورد ساختن جامعه ای که به طرف علم و فناوری مدرن جهت گیری شده بود، دنبال کرده است، یعنی یک انقلاب صنعتی . ما با این انقلاب صنعتی مشکلات را از پیش رو برداشتیم . وی در ادامه می گوید : بیشتر رشد اقتصادی امروز مالزی مرهون سیاستهای واقع بینانه و طرح های خوبی است که بر پایه پایداری سیاسی و رفاه خوب عمومی بنا شده است . برای ادامه این دستاوردها مالزی دورنگری سال 2020 را تنظیم کرده است .

طی این استراتژی، ما در سال 2020 ملتی کاملا مترقی خواهیم شد که شرط لازم آن رشد متوازن در تمام فضاها شامل اقتصاد، سیاست، معنویت و در زمینه های روحی و فرهنگی خواهد بود . یکی از بازوهای موثر سوق الجیشی در این دورنگری توسعه قابلیت های ما در علم و فناوری است . وی می افزاید : موفقیت چشمگیری در صنایع اصلی خود، خصوصا زمینه های میکروالکترونیک، الکترونیک مصرفی، کامپیوتر و مخابرات داشته است . مالزی به سرمایه گذاران پتانسیل عظیمی را پیشنهاد می کند . همچنین بهترین موفقیت را در منطقه دارد و از نظر جغرافیایی در تقاطع بین آسیا و غرب قراد دارد که آن را گذرگاه رشد اقتصادی جهانی ساخته است . ما دنیا را به مالزی دعوت می کنیم تا در تعقیب فناوری و اجرای پیشرفت و کسب منافع به ما بپیوندند.

ماهاتیر محمد با طرح برنامه‌ای جامع و درازمدت مسیر توسعه مالزی را مشخص کرد. از آن روز مالزی در جاده‌ای افتاد که روز به روز مردم گام به گام پیشرفت را احساس کردند. بنابراین سخت کوشیدند و با دولت همکاری کردند.

مقایسه‌ای میان وضعیت چهار دهه پیش مالزی با شرایط امروز این کشور به‌خوبی نشان می‌دهد که در این کشور چه تحولی رخ داده است. در اواخر دهه 1970 نرخ فقر در مالزی 57 درصد بود، اما امروزه این رقم به کمتر از پنج درصد رسیده است.

اقتصاد این کشور در یک دوره 46ساله، از یک اقتصاد کشاورزی با اندکی ذخایر قلع، به یک اقتصاد صنعتی تبدیل شد که 82 درصد صادرات آن را کالاهای تولید شده تشکیل می‌دهد. در همین دوره درآمد سرانه این کشور از رقم 300 دلار به رقمی بالاتر از چهار هزار دلار افزایش یافت، درحالی‌که جمعیت کشور از پنج میلیون نفر به 25 میلیون نفر افزایش یافت.

هدف اصلی مالزی از جذب سرمایه‌گذاری خارجی ایجاد شغل برای مردم کشور بوده، اما این سرمایه‌گذاری نتایج دیگری نیز در پی داشته است. این سیاست مالزی را از صادرکننده مواد خام نظیر کائوچو، قلع، روغن نخل و نفت به صادرکننده بزرگ کالاهای صنعتی تبدیل کرده است. در سال 2003 جمع صادرات مالزی به 100 میلیارد دلار رسید که 82 درصد آن را کالاهای تولید شده تشکیل می‌داد .سوال اینجاست که ایا ایران با این همه ذخایرنفت و گاز و صنعت توریسم و صادرات غیر نفتی و از همه مهم تر نیروی کار و جوان با یک مدیریت خوب میتواند در اینده تبدیل به یک کشور پیشرفته باشد.اری میتوان اما این بستگی به من و شما دارد که ایران را به کدام سمت میبریم.

 

نظر خوانندگان

 

محل ارسال نظر در مورد اين مطلب:

توجه: اگر عنوان اين مقاله را در جدول زير وارد نکنيد، ما نخوهيم دانست که راجع به کدام مطلب اظهار نظر کرده ايد.

کافی است تيتر را کپی کرده و در محل مربوطه وارد کنيد.

 

بازگشت به خانه