بازگشت به خانه

دوشنبه 1 شهريور  1389 ـ  23 اگوست 2010

 

گزارشی ديگر از اولین همایش سکولار دمکرات ها

(نظرها، اعتراض ها، انتقادها)

فرح طاهری

news@shahrvand.com

 

گزارش نشريهء شهروند در تورنتوی کانادا از برگزاری اولین همایش سکولاردمکرات ها در نیویورک که در شماره 1293 مورخ 5 آگوست 2010 منتشر شد، عکس العمل های متفاوتی را در پی داشت. تعدادی پوشش این همایش را کاری مثبت خواندند، عده ای خواستند تا بیشتر به این موضوع پرداخته شود، چند نفر از افرادی که به نحوی با این همایش در ارتباط بودند، خواستار ابراز نظر در این خصوص شدند. شهروند تصمیم گرفته که به این موضوع به عنوان انجام وظیفه ننگرد، و با انتشار یک گزارش کار را تمام شده نداند و با انجام گفت وگو و ارائه ی مطالب گوناگون این بحث را زنده و تازه نگه دارد و سعی کند که به مسئله ی سکولاریسم از ابعاد گوناگون و متفاوتی نگاه کند تا هرچه بیشتر این مبحث شکافته و در پی آن شناخته شود. یکی از افرادی که به برگزاری همایش سکولار دمکرات ها اعتراض و انتقادهای بسیاری دارد، آقای مجید شهبازخانی ست که در پائين گزارش سایت شهروند در بخش نظرات نوشته که در این خصوص حرف هایی دارد. ایشان در اینترنت سایت و یک برنامهء تلویزیونی اینترنتی در “میهن تی وی” دارد که با آن نظرات خود را به صورت تصویری ارائه می کند. از طریق ایمیل چندین سئوال را با ایشان مطرح کردیم تا باب گفت وگو باز شود. شاید از دل این گفت وگو و نقدها، از همان آغاز، مسیر شکل گیری شفاف تر پی گرفته شود. البته باید یادآوری کنیم به دلیل این که این گفت وگو زنده نبود و به صورت ایمیلی برگزار شده، پرسش هایی که از دل پاسخ های آقای شهبازخانی برای ما به وجود آمد، مطرح نشده است. بدیهی است، در ادامه با افراد دیگری در همین زمینه گفت وگو خواهد شد، تا یک گفت وگوی چندجانبه به وجود آید.

 

شهروند: مختصری از خودتان بگویید تحصیلات و فعالیت هایتان.

پاسخ: من، مجید شهبازخانی، لیبرال دموکرات مستقل هستم. تحصیلات من در زمینه ترجمه زبان فرانسه است و یک فعال رسانه ای می باشم.

 

شهروند: شما نمایندگی گروهی مجازی را برعهده داشتید و مایل بودید که در نشست سکولاردمکرات ها در نیویورک به صورت مجازی شرکت کنید. بفرمایید گروه مجازی شما چند نفر است؟ اگر ممکن است آنها را معرفی کنید.

پاسخ: من یکی‌، دو ماه قبل از نشست نیویورک از فعالیت‌هایی‌ که برای این منظور آغاز شده بود مطلع شدم. دوستی پیشنویس منشور را برایم فرستاد و من آن را خوانده و نظرات اصلاحی خود را برایشان مطرح کردم. نظر من همیشه این بود که سکولار دموکراسی یک موضوع جهان شمول است و منحصر به ایران و آمریکای شمالی نیست. من مایل بودم که فضایی به وجود آوریم که همه انسان‌های سکولار و دمکرات، بدون در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی خود، بتوانند به ما بپیوندند.  چندی بعد، یکی از مسئولین کمیته برگزاری نشست نیویورک با من تماس گرفت و ما طی صحبت‌های طولانی که داشتیم به نقاط مشترک زیادی رسیدیم. به دنبال توافق های اولیه، بنده در ایمیل لیست سکولار دمکرات‌ها  که به وسیله خود ایشان ایجاد شده بود، پس از مشورت با چند تن از دوستان صاحب نظر، اطلاعیه‌ای صادر کردم و از افرادی که مایل به شرکت در ویرچوال کامیونیتی بودند دعوت به عمل آوردم. در چند نشست در پالتاک و سایر فضاهای ویرچوال، نشست هایی حول بررسی پیشنویس منشور و پیشنهادات سازماندهی را بررسی نمودیم و در نهایت ده نفر که سکولار دموکرات بودند ، پشت میکروفن اسم،  فامیل و محل اقامت خود را اعلام کرده بودند و روح منشور پیشنهادی را پذیرفته بودند، دو نفر نماینده و ناظر را به نشست نیویورک از طریق ارسال فرم معرفی نمودند.

خانمی از جمله اعضای ما  می باشند که ساکن ایرانند. ایشان در تظاهرات شرکت نموده و به این علت که سکولار و دموکرات می باشند و گفته بودند رأی من کجاست، در زندان شکنجه شدند. بنده ایشان را برای اولین بار در «ویرچوال کامونیتی» می دیدم که به بنده رأی دادند و من نمایندهء ایشان هستم. یا خانم دیگری که در ایران به دنیا آمده اند و هرچند فارسی را کمی‌ می فهمند اما در فیس بوک و در جمع انگلیسی زبان بسیار فعالند و یا مبارزین سیاسی شناخته شده‌ای که در اروپا ساکنند.

 

شهروند: شما به پذیرفته نشدنتان به عنوان نماینده در همایش اعتراض و انتقاد داشتید، به طور فشرده بفرمایید، انتقاد اصلی تان به چه بود؟

پاسخ:  به دنبال جریانات انتخابات ایران و تقلبی که صورت گرفت، عده‌ای از آزادیخواهان ایرانی‌ در نیویورک دور هم جمع شده بودند و کارهای مختلفی انجام می دادند، از جمله‌ اعتراض به حضور احمدی نژاد در سازمان ملل را ترتیب دادند. این دوستان در قدم بعدی تصمیم گرفتند که سکولار دمکرات‌های ایرانی‌ را در زیر یک چتر واحد متشکل کنند که منجر به تشکیل کمیته‌ای به عنوان “کمیته برگزاری نشست نیویورک” شد. وظیفهء این کمیته شناسایی سازمان‌ها و افراد سکولار دمکرات و دعوت از آنها برای شرکت در همایش بود. این کمیته قوانین و اصولی را ایجاد کرد تا بتواند بر پایهء آن مقدمات نشستی را در نیویورک سامان دهد و از آن جمله تائید و یا ردّ صلاحیت سازمان‌های مختلف و نمایندگان آنها را برعهده گرفت. اعتراض ما این است که بر طبق اصول وظیفه این کمیته،‌ این قوانین نمی‌‌توانستند به گونه‌ای طرح شده باشند که مانع از شرکت یک گروه سکولار دمکرات باشند. وظیفه آنها تسهیل حضور همه سکولار دمکرات‌ها بوده است، نه حذف آنها. کمیته برگزاری نشست نیویورک حتی همین قوانین خودساخته خود را که پاره ای از بندهای آن خلاف می باشند را، به صورت نیم بند هم، برای همه به اجرا نگذاشت. اینکه شما از همه بخواهید اعتبارنامه پر کنند و شما صحت اعتبار نامه‌های آنها را چک کنید، حق شما است، اما شما نمی توانید یک گروه سکولار دمکرات را به این دلیل که اعتبارنامه خود را دیر پر کرده حذف کنید و از عده‌ای حتی اعتبارنامه هم نخواهید. قانون باید برای همه یکسان باشد.

بر طبق اصول و قرار قبلی، همزمان با شروع نشست‌، وظایف کمیته برگزاری نیویورک به پایان می رسید و این کمیته بایستی قدرت اجرایی خود را از دست می داد و قدرت باید به شرکت کنندگان در نشست و طبعاً به هیئت رئیسه جلسه منتقل می شد، اما این جابجایی‌ قدرت صورت نگرفت. آقای فرید حکیم، از کمیته برگزاری نشست نیویورک، آقایان کورش پارسا، حمید کوثری، محمد تقوی و خانم ژاله بهروزی را به عنوان هیئت رئیسه پیشنهاد کردند. آقای امینی هم این پیشنهاد را پشتیبانی‌ کردند و از بقیه که همدیگر را نمی شناختند و از بقیه که فرصت معرفی به آنها داده نشده بود، پرسیدند که آیا اعتراضی به هیئت رئیسه دارند یا نه. لازم به توضیح است که بجز خانم بهروزی تمام این افراد از اعضای کمیته برگزاری نشست نیویورک بودند. به عبارت دیگر، کمیته برگزاری نشست نیویورک‌ به جای کنار‌ه گیری از قدرت، خودشان دوباره خودشان را کاندید کردند، و خودشان هم تایید کردند و بعد هم بدون آنکه اجازه طرح لیست کاندیدهای دیگر مطرح شود، رای گرفتند.

این دوستان متوجه نیستند که رای گرفتن از دیگران تصمیمات را دموکراتیک نمی‌‌کند. افراد باید به حقوق خود آشنا باشند و بدانند که به چه چیزی رای می‌‌دهند و آلترناتیو آنها چیست. وقتی‌ که شما افراد را به هم معرفی‌ نکرده اید و کسی‌ کسی‌ را نمی‌‌شناسد معلوم است که کسی‌ اعتراضی هم نخواهد کرد. انتخاب دیگر چه بود؟ آیا کسی‌ به من اجازه داد که من خودم را کاندید بکنم؟ آیا کسی‌ به بقیهء نمایندگان گفت که می‌‌توانند خود و یا دوستانشان را کاندید کنند؟ ما امیدوار بودیم اختلافی را که با هیئت برگزاری نشست نیویورک داشتیم، در جلسه و به کمک هیئت رئیسه و نمایندگان حاضر در جلسه حل کنیم. اما دیدیم که همان افراد کمیته برگزاری نشست در لباس و هیبت هیئت رئیسه ظاهر شدند و تصمیم گیری مجددا به دست همان افراد افتاد. جالبی قضیه این است که حتی در روند تعیین هیئت رئیسه از نمایندگان ما نه نظرخواهی شد و نه رأی گیری.

وقتی‌ که من در اولین نوبت سخنرانی‌ سه دقیقه ای خود که قرار بود در مورد منشور پیشنهادی باشد، در اولین جمله خود به حقوقی که از ما گرفته شده بود و ما را ناظر معرفی کرده بودند، تذکر دادم و خواهان اصلاح روند جلسه شدم و از هیئت رئیسه خواستم که اشتباه خود را تصحیح کنند و نمایندگی ما را به رسمیت بشناسند، به من اجازه صحبت و معرفی‌ کمیته ویرچوال کامیونیتی را ندادند و خود تعریفی از ما ارائه کرد که تعریفی غلط و مغرضانه بود و بعد هم موضوعی را به رأی گذاشت که ارتباطی به ویرچوال کامیونیتی نداشت. حتی روش رأی گیری را بررسی نکرد و اعلام نکردند که چند نفر مخالف و چند نفر موافق بوده اند و به همین راحتی و سادگی رای ده نفر سکولار و دموکرات را به من باطل کردند. اینها همه برخلاف تمام اصول دموکراتیک است. این افراد حتی از شورای نگهبان جمهوری اسلامی هم بدتر عمل کردند. دست کم شورای نگهبان برای انتخاب خودش، خودش را تائید نمی کند. نکته خنده  دارتر این است که سه دقیقه وقت من هم که قرار بود در مورد منشور صحبت کنم به اشتباه هیئت رئیسه پرداخته شد و وقتی که رأی گیری شان تمام شد. بنده عرض کردم دست کم اجازه دهید از سه دقیقه وقتم برای ابراز نظر در مورد منشور استفاده نمایم که آن هم ملاخور شد و گفتند سه دقیقه وقت شما تمام شد. میکروفن را به نفر بعدی دادند.

در طی‌ جلسه رفتار و تصمیمات هیئت رئیسه به قدری بد، زننده و غیردموکراتیک بود که خانم مرمر از آتلانتا با صدای بلند به رئیس جلسه آقای کوثری گفتند که “شما صلاحیت ریاست این جلسه را ندارید”. وقتی‌ که یکی‌ از نمایندگان به رئیس جلسه چنین اعتراضی می‌‌کند باید اشکالاتی وجود داشته باشد. و یا بر طبق اصول، بر پایه اعتراضی که ویرچوال کامیونیتی مطرح نمود، هیئت رئیسه باید استعفا داده و انتخابات دیگری برگزار شود. اما دیدیم که در همایش نیویورک چنین نشد. اینهم تخلف دیگری از اصول دموکراتیک و اصول برگزاری جلسه بود.

عصر شنبه وقتی‌ که نمایندگان و ناظرین به گروه‌های مختلف تقسیم شدند، و برای تبادل نظر به یکی‌ از سه کمیته منشور، تشکیلات و راه کارهای سیاسی رفتند من مایل بودم که در کمیته تشکیلات حضور مجازی داشته و به سخنان دوستان گوش کرده و نظر خود را بدهم. اما زیرزمینی که این جلسه در آن برگزار می شد، تلفن موبایل در آن کار نمی‌‌کرد و کسی‌ پسورد اینترنت آن اتاق را به رابط ما نداد. در نتیجه من و نماینده دیگر از شرکت در این کمیته حتی به عنوان ناظر محروم شدیم. این در حالی‌ است که رئیس کمیته راه کارهای سیاسی یکی‌ از ناظرین از نیویورک بود و در هر ۳ کمیته، ناظرین اجازه صحبت و رای دادن داشتند. یعنی‌ یکبار دیگر حق اظهار نظر و رای دادن از ما حتی به عنوان ناظر، به نادرستی سلب شد.

صبح روز یکشنبه آقای کوثری، رئیس جلسه، همایش را با این پیشنهاد که دیگر [به] ناظرین ویرچوال کامیونیتی اجازه صحبت داده نشود شروع کرد و بعد هم رای گرفتند. این رای گیری برخلاف اصول دموکراتیک بود و حق ما برای اظهارنظر و آزادی بیان نادیده گرفته شد. دوستان شاید نمی‌‌دانند که نمی‌توان ادعا کرد دمکرات هستیم و منشور حقوق بشر را قبول داریم، اما رای بگیریم که حق آزادی بیان را از کس یا کسانی‌ که دموکرات هستند، سلب کنیم. شما می توانید آزادی بیان و حق رای و حق اعتراض افراد را از آنها سلب کنید، اما دیگر دمکرات و پایبند به حقوق بشر نیستید. در همان صبح روز یک شنبه وقتی‌ خانم دکتر ریرا، رابط ما از واشنگتن، خود را به محل نشست رساندند تا ارتباط نمایندهء دیگر ما را با جلسه برقرار کنند، با بی‌ تفاوتی‌ و بی‌ توجهی‌ مسئولین اداره جلسه روبرو شدند. یکی از آنها وقتی‌ دید ایشان در جلسه نشسته اند، آمد و از ایشان پرسید شما که هستید و از ایشان خواست که از اتاق خارج شده و فرم پر کنند. در حالی که ما پیش از این اطلاعات ایشان را ارسال کرده بودیم. وقتی ایشان به اتاق برگشتند، با لپ تاپ نزدیک میکروفن دور میز نشستند تا ارتباط نماینده دیگر ما را برقرار نمایند. این بار به ایشان گفتند که این میز جای نماینده‌ها است و شما نباید اینجا بنشینید که ایشان جای خود را عوض کردند. در تنفس، خانم ریرا با چند تن از افراد پر نفوذ و ترتیب دهنده نشست، منجمله آقایان امینی و پارسا، به طور جداگانه صحبت کردند و هر دو آنها به ایشان گفتند که ناظرین حق صحبت کردن ندارند. ایشان چون حضور خود در جلسه را بی‌ فایده دیدند جلسه را ترک کردند. اما وقتی‌ که ایشان این مسئله را در نشست پالتاکی [که بعد از اتمام نشست برقرار شد] مطرح کردند آقایان امینی، پارسا، نیک‌ آور، حکیم و عبقری به نوبت صحبت کرده و ادعا کردند که همهء ناظرین در تمام مدت نشست حق صحبت کردن داشته اند. این دوستان فراموش کردند که خودشان در روز یک شنبه اعلام کردند که در طول روز که به گزارش کمیته ها اختصاص داشت، ناظرین حق صحبت ندارند.

ما خواهان دیدن فیلم و اثبات ادعای خود هستیم. با دیدن فیلم معلوم می‌‌شود که چه کسانی ادعای درست می کنند و چه کسانی به قلب واقعیت می پردازند. ما اطمینان داریم که با دیدن فیلم، از ناظر ما اعادهء حیثیت خواهد شد. این دوستان باید از خانم دکتر ریرا، برای قلب واقعیت در نشست پالتاک، عذرخواهی‌ کنند و همگان باید در آن فیلم ببینند که رابط نمایندهء ما و ناظر ما در صبح یکشنبه در تمام مدتی که آنجا بود حتی یک کلام هم اجازه صحبت نداشت. این یکی از بزرگترین مسائل ما است که یکی از نمایندگان ما حتی نتوانست علیرغم تلاش های زیاد خانم دکتر ریرا و مسافرت طولانی، موفق به ابراز نظر گردد.

یکشنبه عصر در روند انتخاب “هیئت اجرایی” به ناظرین حاضر در جلسه اجازه کاندید شدن داده شد، و یکبار دیگر اینجا حق ما برای کاندید شدن در گروه هفت نفره و حق رأی ما به کاندیدهای این گروه زیر پا گذاشته شد.

جالبی‌ قضیه اینجا است که این دوستان، قبل و بعد از این نشست به شیوهء ویرچوال‌ با ایمیل، کنفرانس کال، پالتاک و… با یکدیگر در ارتباطند اما وجود ما را که مانند آنها برای تماس با یکدیگر از این شیوه‌های ارتباطی‌ استفاده می‌‌کنیم، زیر سئوال می‌‌برند!

اینها فقط نمونه‌هایی‌ هستند از تخلفات اجرایی که به وسیلهء هیئت رئیسه انجام شده است. ما همینطور به روند تصمیم گیری دربارهء منشور که باعث کنار‌ه گیری عده‌ای از دوستان شد اعتراض داریم. همینطور فکر می‌کنیم تعریفی که از سکولاریزم داده شد دقیق نیست.

 

شهروند: همانطور که در گزارش شهروند آمده، محل نشست در کالج تکنولوژی بوده، اما شما در ای میل ها و ویدیوهایتان محل نشست را «زیرزمین» اعلام می کنید. بفرمایید چرا؟

پاسخ: این همایش در زیرزمین کالج تکنولوژی بر پا شده بود. در عصر ارتباطات و اطلاعات به دلیل زیرزمینی‌ بودن محل نشست امکان استفاده از تلفن دستی‌ وجود نداشت و فقط برای یکی‌ از اتاق ها پسورد اینترنتی اعلام شده بود. علاوه بر آن از فردای روز همایش که ما خواهان دیدن فیلم این همایش شدیم، با بهانه‌ها و سنگ اندازی‌های مختلفی‌ روبرو بودیم. دوستان حاضر به انتشار صورت جلسه رسمی‌، پخش فیلم جلسه، نشان دادن اعتبارنامه ها، توضیح دادن پیرامون روند جلسه و بسیاری از مسائل دیگر نیستند و مرتب یا ادای رأی گیری را درمی آورند و تند و تند قوانین را عوض می کنند یا لاپوشانی و مخفی کاری می کنند. حتی یکی از افراد پر نفوذ کار را بدانجا کشاند که در یک مورد، مشخصاً به من که نماینده هستم، به علت پیگیری پنهانکاری ها، در یک جمع عمومی و در حضور نمایندگانی دیگر، تلویحاً انگ سیاسی زد و اعضای گروه ویرچوال کامیونیتی به سازمان های بدنام سیاسی نسبت داده شدند.

بعد از گذشت ۳ هفته ما می‌‌بینیم که شفافیتی در کار نیست و دوستان جلوی گردش و انتشار اطلاعات و اخبار را گرفته اند. آنها به جای پاسخ گویی ما را که افرادی سکولار و دمکرات هستیم، متهم به دشمنی شخصی‌ با یکی‌ از اعضای کمیته برگزاری نشست، به دلیل اعتقادات دینی ایشان، می‌‌کنند. این آقایان نمی دانند که در عصر اطلاعات و ارتباطات نمی‌‌توان به زیرزمین رفت و صحبت‌هایی‌ کرد و بعد هم روی زمین آمد و آن حرف‌ها را انتشار نداد و در عوض دروغپراکنی نمود. اخبار به بیرون خواهد آمد و همه خواهند فهمید که چه اتفاقاتی رخ داد.

 

شهروند: اگر در اول نشست رای گیری شده باشد و اکثر نمایندگان، نمایندگی مجازی را نپذیرفته باشند، شما به عنوان یک سکولاردمکرات چه رفتاری باید در مقابل این عمل داشته باشید؟

پاسخ: همانگونه که اشاره کردم، یک گروه سکولار دمکرات پایبند به منشور حقوق بشر نمی‌‌تواند برای گرفتن حق صحبت دیگر سکولار دمکرات ها رای بگیرد. ما همسنگر هستیم و در یک جبهه فعال. به قول ولتر “من حاضرم جانم را بدهم تا شما که مخالف من هستید صحبت کنید”. ما که از نقطه نظر روح منشوری که تصویب شد، مخالف این دوستان هم نیستیم. به عنوان یک سکولار دمکرات این وظیفه ما است که اشتباهات این دوستان را تصحیح کنیم و به آنها یادآوری کنیم که اصول دموکراسی‌ چیست و حقوق بشر چه می‌‌گوید.

پس از آنچه در نیویورک مشاهده کردیم ما بنا را بر این گذاشته ایم که پاره ای از دوستان نمی‌‌دانند که اصول چیست. یکی‌ از نمایندگان یا ناظرین جلسه نطقی کرد مبنی بر اینکه “حقوق بشر” کامل نیست و اشکالات زیادی دارد. یا دوستی دیگر مصاحبه کرد و گفت “من مسلمان هستم و به دموکراسی‌ در اسلام اعتقاد دارم”. خوب جای چنین دوستانی در جمع سکولار دمکرات‌ها نیست. من به آنها این حق را می‌‌دهم که هر اعتقادی را که می‌‌خواهند داشته باشند، اما نمی‌‌توانند اینگونه فکر کنند و در جمع سکولار دمکرات‌ها فعال باشند و حق رای هم داشته باشند. اگر قرار است که حق رای و صحبت از کسی‌ گرفته بشود، باید با این دوستان برخورد کرد نه با من که یک لیبرال دمکرات مستقل هستم.

 

شهروند: اگر در نتیجه گیری هایتان به این نکته برسید که با جمع دمکراتی سروکار ندارید، آیا همچنان می خواهید با آنها همراه باشید و یا مایلید راه خود را با معیارهایی که خود اعتقاد دارید، جداگانه ادامه دهید؟

پاسخ:  معیارهائی که ما بدانها اعتقاد داریم معیارهائی نیست که ما آنها را از پیش خود ساخته باشیم. معیارهای ما، معیارهای دموکراتیک و جهانشمول است. ما از زمانی که به این جمع پیوستیم، اصل را بر دموکرات بودن اکثریت آن گذاشتیم. ما می دانیم که با چالشی عظیم روبرو هستیم، چه از لحاظ دفاع از حقوق سیاسی موکلین خود در فرهنگی که مرتب بازتولید استبداد نموده و چه از لحاظ تفاوت ساختار سازمانی، که از لحاظ زمانی، ما متعلق به عصر انفورماتیک هستیم. ما راه خود را ادامه خواهیم داد و امیدواریم هرکجا که هستیم، تأثیرگذار باشیم.

 

شهروند: یکی از افراد کمیته مجازی به دلیل نتایج مخرب ”ردوبدل نامه های الکترونیکی و پخش مذاکراتی که به طور خصوصی در جمع دوستان ضبط شده بود” از این کمیته کناره گیری کرد. آیا پس از کناره گیری ایشان به نتیجه ی ادامه ی این طرز انتقاد و اعتراض فکر کرده اید؟

پاسخ: در مورد اعتراض ایشان به رد و بدل نامه های الکترونیکی نمی دانم کدام نامه ها مد نظرشان است و از جانب چه کسانی ست. بنده نیز به شخصه از بعضی از نامه ها شاکی ام. اما در مورد اعتراض ایشان به ضبط صدا، منظورشان پخش نشستی بود که در ویرچوال کامیونیتی برگزار شد. این نشست همگانی بود و در دعوتی که در ایمیل لیست و فیسبوک و سایر مجامع ویرچوالی در اطلاعیه آمده بود، مشخصاً بر باز بودن و همگانی بودن نشست تاکید شده بود. ما تا کنون از هیچ نشست خصوصی که ضبط صدا یا تصویر شده باشد و یا منتشر شده باشد اطلاعی نداریم. در همینجا اعلام می کنم که هرکس دیگری از ضبط و پخش صدای هر نشست خصوصی، توسط هر کدام از اعضای ما، در هر کجا، اگر اطلاعی دارند، لطفا در ایمیل لیست به اطلاع بنده و همگان برسانند. دلیل ایشان برای کناره گیری به علت ضبط صدا از جلسه خصوصی احتمالاً به علت سوء تفاهم صورت گرفت و بی شک نادرست است. البته ایشان پیشنهاد داده بودند که بنده با چند نفر از افراد پرنفوذ در آن جریان، نشست خصوصی داشته باشم تا مسائل به گونه ای خصوصی حل شوند. بنده چون بعضی از آن افراد حق دخالت و تصمیم گیری در این زمینه ها را از لحاظ سازمانی ندارند، پیشنهاد ایشان، که نیت بدی هم نداشتند، را نتوانستم بپذیرم.

به علاوه، من نشست خصوصی با افراد غیر مسئول اما پر نفوذ را باعث تضعیف کمیته هفت نفره اجرائی می دانستم. در عوض پیشنهاد نمودم که ما مطلب را با گروه هفت نفره در میان نهیم و درخواست ملاقات با آنان را مطرح نمودم. ما برای حل مشکل، ایجاد یک کمیته حقیقت یاب شامل افرادی بیطرف، خارج از جریان سکولار دموکرات های آمریکای شمالی، را پیشنهاد کرده ایم تا برای رسیدگی به تخلفات بیشماری که از جانب کمیته برگزاری نشست نیویورک و هیئت مدیره جلسه صورت گرفته مورد بررسی قرار گیرند و ما منتظر جواب هیئت هفت نفره هستیم. البته استعفای ایشان هنوز در ویرچوال کامیونیتی به اعضاء داده نشده و ما هنوز در مرحله ای نیستیم که بتوانیم این استعفا را پذیرا باشیم یا رد کنیم. قرار است جلسهء اعضاء تشکیل شود تا در صورت پذیرش استعفای ایشان، جایگزینی انتخاب گردد. در مورد طرز انتقاد؛ ما تلاش داریم که انتقادات را به گوش همگان برسانیم و از اساس با مخفی کاری یا روش های غیرقانونی و غیردموکرات مخالف هستیم. ما فکر می کنیم که این انتقادات کمک می کنند تا مشکلات مشخص و راهکارهای همگان مد نظر قرار گیرند.

 

شهروند: و حرف پایانی…

پاسخ: در پایان عرض می‌‌کنم که ما این انتقادات را نه به دلیل تخریب جریان سکولار دموکراسی آمریکای شمالی،‌ بلکه برای تصحیح و پر بارتر کردن همه جریانات سیاسی بخصوص سکولار دموکراتها انجام می‌‌دهیم. این آقایان که از انتشار فیلم نشست خود حتی در بین همان گروه هفت نفره ای که خودشان انتخاب نمودند تاکنون پس از سه هفته جنگ و دعواهای داخلی، هراس دارند، اگر اسم گروه خود را به گروه آقای فلانی عوض کنند و پایبندی به منشور حقوق بشر را از منشورشان حذف نمایند، ما کوچکترین اعتراضی به آنها نخواهیم داشت، اما تا وقتی‌ که خود را سکولار دمکرات می‌‌دانند، به ما که سکولار و دمکرات هستیم و همه افرادی که در شهرهای گوناگون آمریکای شمالی می باشند، باید پاسخ گو باشند.

 

با تشکر از آقای شهبازخانی برای پاسخ هایشان. گرچه در گفته های ایشان مغایرت هایی با گزارش شهروند وجود داشت از جمله اینکه اعضای هیئت رئیسه را از کمیته نیویورک خوانده اند که اینطور نبوده و چهار نفر اعضای هیئت رئیسه از شهرهای مختلف آمریکا بودند و همچنین موارد دیگر که ترجیح می دهیم در گفت وگو با مسئولان و دست اندرکاران همایش این مسائل روشن تر شود.

http://www.shahrvand.com/?p=8152

 

توضيح مجید شهبازخانی: با توضیح زیر امیدوارم که شهروند مطلب خود را اصلاح فرمایند تا رفع مغایرت گردد. کميتهء تدارکات نشست نیویورک با هئت نمایندگان شهر نیو یورک متفاوت است. کمیتهء تدارکات شامل ۵ نفر آقایان فرید حکیم، محمد امینی ، حمید کوثری، کورش پارسا و محمد تقدیری می باشند. آقای فرید ۴ نفر هیئت رئیسه را پیشنهاد نمودند و آقای امینی پیشنهاد ایشان را تائید کردند و ۳ نفر بقیه در هیئت رئيسه قرار گرفتند. بعبارت دیگر، کمیتهء تدارکات نیویورک خودش، خودش را کاندید و تائید نمود و بدون اجازه و فرصت معرفی ما یا نمایندگان دیگر از زبان خودشان ویا ارائهء لیست آلترناتیو، خودش را در مقام هیئت رئیسه به رای گذاشت. در نتیجه هیئت رئیسه صد در صد و بدون رقیب رای آوردند. را کمیتهء برگزاری نشست پیش از رأی گیری نماینده ویرچوال کامیونیتی که مخالف بود از نمایندگی ساقط نمود و اجازه کاندیداتوری، ابراز نظر یا رأی گیری به نمایندگان ما در مورد هیئت رئیسه داده نشد.
مجید شهبازخانی
نماینده ویرچوال کامیونیتی

http://hipcat.wordpress.com

 

بازگشت به خانه

 

محل اظهار نظر شما:

شما با اين آدرس ها می توانيد با ما تماس گرفته

و اظهار نظرها و مطالب خود را ارسال داريد:

admin@newsecularism.com

newsecularism@gmail.com